دوره و شماره: دوره 13، شماره 25، خرداد 1405 
دانش بومی

دانش سنتی طبخ خوراک بومی با بهره‌گیری از گیاهان مراتع روستای شاه کوه سفلی (استان گلستان)

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.82911.1442

زهرا علی نژادمقدم شهرکی، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه

چکیده مطالعه‌ی طبخ خوراک با استفاده از گیاهان مرتعی به عنوان یک موضوع مهم در پژوهش‌های مردم‌نگاری شناخته می‌شود که مکتوب نمودن آن بر عهده‌ی مردم نگاران است. بر همین اساس، هدف محققان از انجام پژوهش حاضر، گردآوری دانش مردمان منطقه‌ی شاه کوه سفلی در زمینه‌ی طبخ انواع خوراک‌های محلی با استفاده از گیاهان خودروی مرتعی است. به منظور ثبت دانش گرانبهای بومیان، مصاحبه‌ها در فصل بهار و تابستان سال 1402 و 1403 با استفاده از روش مشاهده مشارکتی و مصاحبه‌های باز انجام شد و خبرگان محلی به روش گلوله برفی شناسایی شدند. در تحقیق حاضر، در مجموع 13 گیاه خودرو شناسایی و شیوه طبخ 16 نوع غذا ثبت گردید. همچنین گیاهان با فرم رویشی علفی بیشترین سهم از گیاهان مورد استفاده در تهیه‌ی خوراک را به خود اختصاص داده‌اند و تمام یا بخش‌های مختلف گیاهان به عنوان مواد اصلی غذا و یا به عنوان افزودنی، چاشنی، طعم‌دهنده و ادویه مورد استفاده واقع می‌شوند. با توجه به گستردگی دانش گذشتگان در زمینه‌ی طبخ خوراک و تهیه‌ی غذاهای سنتی، می‌توان اذعان داشت که ثبت و تحلیل دانش بومی مرتبط با طبخ غذاهای محلی نه تنها به حفظ فرهنگ غذایی کمک می‌کند بلکه می‌تواند راهکارهایی جهت ارتقاء سلامت تغذیه جوامع ارائه دهد.

دانش بومی

نقاب‌های هویت: تبارشناسی کارکردهای برقع به مثابه یک دانش بومی

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.88624.1477

جواد مداحی، معصومه بهمنی، عبدالحسین دانشوری نسبب

چکیده استان هرمزگان به‌عنوان کانون دانش‌های بومی و تنوع فرهنگی در جنوب ایران شناخته می‌شود. پوشش سنتی زنان، یعنی “برقع”، فراتر از یک پوشش صرف، حامل لایه‌های معنایی، اجتماعی و اقتصادی است. با وجود اهمیت تاریخی و فرهنگی، پژوهش‌های اندکی به‌صورت پدیدارشناختی به تجربه زیسته زنان از کارکردهای برقع پرداخته‌اند. هدف این پژوهش، تحلیل ابعاد زیسته برقع‌پوشی زنان هرمزگان است.
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب پدیدارشناسی تجربیات زیسته انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ زن برقع‌پوش (با نمونه‌گیری هدفمند و رسیدن به اشباع نظری) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری تماتیک انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج ۲۴۹ کد اولیه شد که در قالب سه مضمون اصلی دسته‌بندی شدند: ابعاد نمادین و ادراکات حسی، تجلی باورها و الزامات فقهی، و بازنمایی هویت و ساختارگرایی فرهنگی. یافته‌ها نشان می‌دهند برقع به‌مثابه واسطه فرهنگی عمل کرده و گذار نسلی از کارکرد “پوشاندن و دیده نشدن” به سمت “آراستگی و عاملیت اقتصادی” را تجربه کرده و
این مطالعه با مستندسازی تجربه زیسته زنان، ابعاد چندوجهی دانش بومی برقع را آشکار کرده و بر آسیب‌پذیری این سنت در برابر مدرنیته تأکید می‌کند. ضرورت توجه سازمان‌های فرهنگی به حفظ این میراث ناملموس را برجسته می‌سازد.

دانش بومی

مطالعه مردم‌شناختی بیماری‌های دام و درمان‌های بومی در میان عشایر کلهر شهرستان ایوان

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.87014.1466

منصور منصوری مقدم

چکیده مقاله حاضر به مطالعه بیماری‌های دام و شیوه‌های درمان بومی در جامعه عشایری ایل کلهر می‌پردازد. موضوع اصلی پژوهش، مطالعه عوامل بیماری‌زا و راهبردهای درمانی سنتی در چارچوب فرهنگی و نمادین جامعه عشایری است که بیانگر تعامل پیچیده میان دانش تجربی و باورهای محلی در مدیریت سلامت دام‌ها می‌باشد. روش‌شناسی تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم‌نگاری بوده و داده‌ها از طریق حضور در میدان و مشاهده و مصاحبه‌های عمیق با دامداران، دامپزشکان و افراد آگاه جمع‌آوری شده است. یافته‌ها نشان داد که بیماری‌های دام تحت تأثیر عوامل متنوعی شامل عوامل عفونی، انگلی، فیزیکی و محیطی هستند و درمان‌ها به صورت تلفیقی از روش‌های عملی، گیاهان دارویی، جراحی‌های سنتی و آداب و آیین‌های نمادین انجام می‌شود. درمان بیماری‌ها در این جامعه فراتر از یک فرایند پزشکی صرف، عملی اجتماعی و معنوی است که نقش کلیدی در حفظ سلامت دام‌ها و تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا می‌کند. پژوهش بر اهمیت حفظ و بهره‌گیری از دانش بومی در طراحی برنامه‌های بهداشتی دامپزشکی متناسب با بستر فرهنگی جوامع عشایری تأکید دارد.

دانش بومی

بام و زیست شهری: بازخوانی منظربام در ایران به روایت سفرنامه‌های دوره قاجار

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.84591.1449

حسین راعی، اصغر محمدمرادی، مهتاب شمس

چکیده در تاریخ معماری ایران، بام‌ها فراتر از نقش حفاظتی، جایگاه ویژه‌ای در زیست اجتماعی و فرهنگ مردم داشته‌اند؛ موضوعی که کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی و طبقه‌بندی کارکردهای بام، با روش «تحلیل محتوای کیفی» و رویکرد تفسیری-تاریخی، به بررسی ۲۳ سفرنامه دوره قاجار (۱۵ ایرانی و ۸ خارجی) می‌پردازد. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج هفت گونه کارکرد اصلی شامل ابعاد مذهبی، آئینی، اقتصادی و معیشتی، روزمرگی و تفرج، دفاعی، ارتباطاتی و فضای ذهنی گردید. یافته‌ها حاکی از آن است که بام در گذشته عرصه‌ای پویا برای تعاملات اجتماعی و مناسک جمعی بوده و کارکرد «تفرج و روزمرگی» سهم بسزایی در آن داشته است؛ نقشی که در دوران معاصر به فراموشی سپرده شده و عمدتاً به جنبه‌های خدماتی تقلیل یافته است. نتیجه پژوهش بر لزوم احیای رویکرد جامع به بام‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فراموش‌شده آن در سیاست‌گذاری‌های معماری و شهرسازی معاصر تأکید دارد.

دانش بومی

مستندسازی توصیفی کوچ عشایر طایفه حَمُوله ایل بختیاری با بهره‌گیری از مصاحبه

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.86392.1461

علی محبی

چکیده مواد و روش‌ها
ارزیابی با شیوه کیفی، انجام گرفت. روش جمع آوری داده، مصاحبات عمیق فردی، گروهی ، و تکنیک بحث گروهی متمرکز بود. حضور معرفان کلیدی نیز در تحقق اهداف موثر واقع گردید. روایی تحقیق با بکارگیری توصیف عمیق در نگارش و برگشت گزارش به مشارکت کنندگان و پاپایی آن نیز از طریق ضبط صدا و تبدیل آن به متن تحقق یافت. روش نمونه گیری "هدفمند و نظری " بود. مصاحبه ها از نوع عمیق به شکل نیمه ساختار یافته تا رسیدن به مرحله" اشباع نظری " ادامه یافت. داده ها از روی ضبط صوت بر روی کاغذ پیاده شده و نتایج مورد به مورد با اقتباس از شیوه مردم نگاری "پست مدرنیسم" و استفاده از مدل توصیفی ارائه گردید.
نتایج
نتایج حاصل نشان داد عشایر منطقه بسته به شرایط آب و هوایی از اواسط اردیبهشت تا اوایل خرداد وارد منطقه می شوند. در گذشته، 400 کیلومتر طول مسیر کوچ از قشلاق به ییلاق ، پس از گذر از 16 اطراق گاه، حدود 30 روز و از ییلاق به قشلاق، 15 روز طول می کشید. امروزه ، معمولاً طول مدت کوچ در کوچ ماشینی بین 2 تا 5 روز زمان می برد.

دانش بومی

دانش‌های بومی تولید ابزار و صنایع نخلی در شهرستان میناب

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.86147.1458

رضا صحت منش، حسن سالاری مقدم، مینا نکوئیان

چکیده صنایع نخلی و حصیربافی یکی از مهمترین صنایع دستی جنوب کرمان، بلوچستان و هرمزگان است. ماده اولیه و اصلی این صنعت «پیش» یا برگ‌های درخت نخل است. علاوه بر پیش، تقریبا تمام اجزای درخت نخل در فرهنگ و اجتماع مردم نواحی جنوبی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین هدف اصلی پژوهش بررسی دانش مردم‌شناسی درخت نخل و صنایع نخلی در جنوب ایران است. پژوهش پیش‌رو مطالعه‌ای مردم‌شناسی است، داده‌ها از طریق منابع کتبی، شفاهی و کار میدانی فراهم آمده است و با توجه به اهداف پژوهش، درخت نخل و صنایع نخلی در اقتصاد، فرهنگ و جامعه مردم میناب، و نیز شیوه تولید و روش بافت، و نیز ابزارهای این صنعت مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید که هیچ درختی به اندازه نخل در فرهنگ و جامعه نواحی جنوبی ایران و از جمله در هرمزگان ریشه ندوانیده است. در میان صنایع نخلی و از نظر میزان کاربرد آن در زندگی و فرهنگ مردم این نواحی، می‌توان حصیربافی و سازه‌های نخلی، ازجمله سِوِند، پَروند و سُواس را مهمترین آن‌ها دانست. صنایع نخلی هم جنبه استفاده شخصی و خانگی، و هم جنبه تجاری دارند. تولید و عرضه آن‌ها در بازار، به اقتصاد و افزایش سطح درآمد خانواده کمک می‌کند.

دانش بومی

ارتباط ویژگی های بومی و زیستی شتر دوکوهانه با نقشمایه های آن در آثار هنری ایران

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.82653.1439

الهه پنجه باشی، نگار نجیبی، رعنا محمدزاده

چکیده وجود این نقش مایه شتر دوکوهانه در آثار با معانی نمادین، تداومی بر یادآوری ویژگی های فیزیکی و تناسب ویژگی های زیست آن با محیط هایی است که کمتر چهارپایی می تواند در آن بدون مشکل به حیات خود ادامه دهد. هدف اصلی این نوشتار، واکاوی نقش مایه شتر دوکوهانه درآثار هنری ایران به عنوان نماد جانداری سازگار با محیط زیست است. جامعه آماری شامل سیر نقش مایه شتر دو کوهانه در 6 نمونه از آثار دوره های مختلف ایران است. این پژوهش در راستای پاسخگویی به این پرسش است: بازنمایی ویژگی های ساختار بدن و شرایط اقلیم زیست شتر دوکوهان در آثار هنری ایران به چه نحوی بوده و تا چه میزانی شبیه سازی شده است؟ گردآوری مطالب به روش کتابخانه ای و با رویکردی تاریخی، به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل نشان می دهند اگرچه نقش مایه شتر دوکوهانه در آثار، با صفاتی ;کاملا مشابه بازسازی نشده اند،اما وجود اندک شباهت ها ،مهم ترین معانی نمادین شترها یعنی سازگاری با محیط را بازتاب کرده اند.

دانش بومی

کاربرد و جایگاه پسته در دانش بومی ایران

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.88761.1478

عباس قنبری عدیوی، شیما دولابی

چکیده پسته فراورده‌ی باغی و درخت کهن ایرانی است که کارکردهای گوناگونی در اقتصاد، فرهنگ، هنر و ادبیّات دارد. علاوه بر اطلاعات بسیار علمی و تخصصی در خصوص این محصول، در حوزه‌ی کشاورزی و باغبانی، وجود و فراوانی متن‌های شفاهی و نوشتاری در فرهنگ و دانش عامّه، اهمیّت و جایگاه آن را میان مردم ایران به ویژه کشتگاه‌های این محصول کهن ایرانی، نشان می‌دهد.
در این مقاله، با هدف بازنمایی جلوه‌های کارکردی پسته در دانش بومی و میراث ناملموس مردم ایران، به ویژه، دامغان در استان سمنان، و سیرجان و رفسنجان در استان کرمان، توجّه شده است تا علاوه بر ویژگی‌های اقتصادی، به رویکردهای فولکلوری، دانش بومی، میراث فرهنگی عامّه و فرهنگ شفاهی مردم، طبّ محلی و گیاهی، خواصّ دارویی آن نیز پرداخته می‌شود. روش انجام این تحقیق ترکیبی توصیفی، تجربی و روایی از شیوه‌های کتابخانه‌ای و میدانی است که خوانندگان می‌توانند با دستاوردهای گردآوری شده‌ی فرهنگ عامّه و دانش بومی-محلی و مطالعات میان‌رشته‌ای ایران شناسی و مردم شناسی در باره‌ی جایگاه و اهمیّت پسته، واژگان تخصصی عامّه و ارتباط دو ناحیه کِشت پسته در ایران آشنا شوند.

دانش بومی

دانش بومی حفاظت خاک؛ حلقه مفقوده افزایش کارایی قانون حفاظت از خاک کشور

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.90540.1489

اکرم فاطمی، علی شهریاری

چکیده سمتگیری پست مدرنیسم بسوی کثرت به جای وحدت و ارج نهادن بر تفاوتها و ناهماهنگیها در راستای توجه به تنوع دانشهای بومی در سراسر جهان است. دانش بومی شامل بیان‌ها، شیوه‌ها، باورها، درک‌ها، بینش‌ها و تجربیات گروه‌های بومی است که طی قرنها تعامل عمیق با یک سرزمین خاص ایجاد شده است. دانش بومی در زمینه حفاظت خاک و آب به دلیل کارکردهای مطلوب آن، اطمینان از سازگاری بالا، حفظ توازن بوم شناختی و همراهی و مشارکت مردمی دارای اهمیت بسزایی است. نرخ فرسایش خاک در ایران به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی است. مدیریت، حفاظت و استفاده پایدار از منابع خاک، یکی از راهکارهای اصلی برای مقابله با این چالش‌ جهانی بشمار می‌رود. ترکیب دانش و تجربه بومی هر منطقه با دانش نوین می‌تواند گزینه‌ای کارآمد برای بهره‌برداری بهتر از منابع آب و خاک محسوب شود. این مقاله تلاشی است برای بررسی دانش بومی مناطق مختلف کشور در زمینه حفاظت خاک. با توجه به اینکه دانش بومی در حوزه آب و خاک از سازگاری بالایی برخوردار است، توانایی حفظ تعادل زیست‌محیطی دارد و موجب جلب مشارکت مردمی می‌شود، ضروری است که مدیران بخش اجرایی در حوزه آب و خاک، از دانش محلی در کنار فناوری‌های نوین بهره ببرند.