دوره و شماره: دوره 10، شماره 19، فروردین 1402 
دانش بومی

دانش بومی شترداری در قلمرو عشایر ایل کلکویی

صفحه 1-47

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.73363.1368

علی نقی گویا، حسین بارانی، احمد عابدی سروستانی

چکیده دانش بومی ﺷﺘﺮداری در مناطق بیابانی ﯾﮑﯽ از آن ﻣﻘﻮله هایی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎوﺟﻮد ﻗﺪﻣﺖ و اﻧﺤﺼﺎرﺗﻘﺮﯾﺒﯽ آن در ﻣﻨﺎﻃﻘﯽ ﭼﻮن اﯾﺮان ﭼﻨﺪان ﮐﻪ باید ﺷﺎﯾـﺴﺘﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻮردبررسی قرارنگرفته است. هدف این تحقیق شناسایی دانش بومی شترداری در قلمرو عشایر ایل کلکویی در دشت مسیله استان قم بوده که دارای سابقه دیرینه شترداری در این منطقه می باشند. شیوه دستیابی به داده ها به ﺻﻮرت ﻣﯿﺪاﻧﯽ با حضور مستمر بین عشایر ایل کلکویی به شیوه مصاحبه(پرسش و پاسخ)، مشاهده، فیلمبرداری و عکسبرداری طی سه سال صورت گرفته است همچنین علاوه بر مصاحبه‌های انفرادی با شترداران بومی و خبرگان عشایر به منظور گردآوری داده ها و آگاهی به دانش بومی شترداران از مصاحبه های گروهی نیز استفاده به عمل آمده است . اطلاعات براساس همگرایی و واگرایی طبقه بندی شده است یافته ها شامل دانش بومی مربوط به نامگذاری ، نشانه گذاری، جایگاه شتر، ویژگی شتر خوب و تولید مثل بین عشایر ایل کلکویی بوده است. نتایج تحقیق در قلمرو عشایر ایل کلکوئی نشان داد ایشان در امر شترداری از دانش بومی و تجربه شغلی گسترده ای برخوردارند .

دانش بومی

تحلیل و طبقه بندی موضوعی انواع نقش در سوزن دوزی بلوچ براساس اسلوب هنرهای سنتی

صفحه 49-86

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.73115.1364

فاطمه میرزایی، آمنه مافی تبار

چکیده سوزن‌دوزی بلوچ، صورت برجسته‌ای از هنرهای سنتی است که با استان سیستان و بلوچستان، به‌ویژه نواحی سرحد و مکران تناسب پیدا می‌کند. هدف این مقاله، طبقه‌بندی نقوش اصیل و پرکاربرد در بلوچی‌دوزی جهت دستیافتن به معانی نمادین آنهاست. بدین قیاس پرسش آن است: چگونه می‌توان با نظر به اسلوب هنرهای سنتی، نسبت به تحلیل و طبقه‌بندی موضوعی نقش در سوزن‌دوزی بلوچ اقدام نمود؟ با این نگاه، پژوهش پیش‌رو به شیوة توصیفی ـ تحلیلی و با نظر به اطلاعات میدانی (مبتنی بر مشاهده و مصاحبه) و البته مطالعات اسنادی (فیش‌برداری و تصویرخوانی) به شیوة نمونه‌گیری احتمالی از نقوش سوزن‌دوزی بلوچ شکل گرفت و تحلیل داده‌ها بر مبنای طبقه‌بندی موضوعیِ برآمده از اسلوب هنرهای سنتی دنبال شد. نتیجة پژوهش در چهل و چهار نقش نشان داد: نقوش سوزن‌دوزی بلوچ بر مبنای طبقه-بندی موضوعی هنرهای سنتی ایران قابل تقسیم هستند. نقوشی که در عین حال که اغلب به صورت تجریدی و با اشکال شکسته و هندسی تصویر می‌شوند، بر صور و اجزاء انسانی، جانوری، گیاهی و جمادی همچون زیورآلات، اشیاء مصرفی زندگی و مکان‌ها دلالت می‌کنند و واقعیت زندگی مردم بلوچ، اعتقادات و باورهای ایشان را به تصویر درمی‌آورند.

دانش بومی

دانش‌های بومی در ساخت و بهره مندی از زاغه‌های دشت بیستون

صفحه 87-118

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.74545.1381

مژگان خانمرادی، ناهید عزیزی

چکیده دشت بیستون در غرب ایران قرار دارد. انسان از دیرباز با شناخت محیط پیرامون و بهره‌مندی از پتانسیل‌های موجود در فراهم ساختن بستر مناسبی برای استقرار و معیشت در این منطقه کوشیده است که نمونه بارز آن زاغه‌های دستکند است. این آثار در روستاهای زیادی همانند ظلم آباد سفلی، باقرآباد، چشمه کبود، کوری زاغه، زالوآو و محوطه تاریخی بیستون شناسایی شده است. سوال اینجاست که در دشت بیستون ساخت زاغه‌های دستکند در کدام دوره آغاز شده و کاربرد آنها تا زمانی تداوم داشته است؟ اجزای سازنده و ساختار معماری این دستکندها چگونه بوده است؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی _ تحلیلی است و روش تحقیق براساس فعالیت‌های میدانی و مطالعـات کتابخانـه‌ای استوار است. هدف از پژوهش، معرفی و بررسی دستکندهای دشت بیستون، شناخت دانش بومی و آخرین حلقه تاریخ معماری سنتی در منطقه است. در دوره قاجار و پهلوی ساخت زاغه دستکند در پیوند با بافت روستا عمومیت داشته است. این فضاهای زیرزمینی با پلانی مشابه دارای فضاهایی ورودی (راهَنگ)، فضای مرکزی (راسا)، فضاهای جانبی (چَپَک) و هواکش بوده و در پاییز تا اوایل بهار برای نگهداری دام مورد استفاده قرار می‌گرفت. وسعت و تعداد فضاها به وضعیت اقتصادی، شرایط توپوگرافی، نوع خاک و همجواری با فضاهای دیگر بستگی داشت.

دانش بومی

جایگاه تاریخی کاریز در خراسان و نقش آن در تولیدات فرهنگی-اجتماعی

صفحه 119-173

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.74074.1372

میلاد پرنیانی، جمشید قشنگ

چکیده کاریزهای خراسان محرک دو شاخصه مهم فرهنگی-اجتماعی بودند: دانش و سبک زندگی. دانش کاریز شامل علومی می‌شد که مبتنی بر مهندسی و زمین‏شناسی بود و به طور موروثی از نسلی به نسل بعد انتقال می‌یافت. از طرفی پیرامون کاریز، فرهنگی نیز نشو و نما یافت که سازگاری با خشکسالی، قناعت در مصرف آب و بهره‌مندی از کار جمعی را ترویج می‌کرد و تبدیل به سبک زندگی مردم خراسان شد. این فرهنگ تا آغاز دوره معاصر زنده و پویا بود اما با ورود به دوران مدرن و زوال تمدن کاریزی، به مرور تولیدات فرهنگی-اجتماعی کاریز نیز به فراموشی سپرده شد. این مقاله با تمرکز بر جغرافیای خراسان، به بررسی جزئیات بیشتری از این زوال می‌پردازد. در این راستا تحولات تاریخی کاریز در یکی از مناطق کاریزخیز خاک ایران بررسی می‏شود تا درک بهتری از کلیت موضوع حاصل گردد. پرسش اصلی این خواهد بود که کاریز چه پیشینه‌ای در خراسان داشته و مولد چه فرهنگی بوده که فقدان آن امروز احساس می‌شود؟ بنا بر ماهیت موضوع از روش توصیفی و تحلیلی در ارزیابی داده‌های تاریخی و جغرافیایی استفاده خواهد شد.

دانش بومی

تحلیل شاخصه‌های هویتی قالی اعتماد متکی بر میراث منقول محفوظ در مخزن موزه شهر قزوین

صفحه 175-212

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.73878.1369

سمانه کاکاوند

چکیده کارخانۀ قالی اعتماد، موجب تغییرات شگرفی در تاریخ فرش قزوین شد. تولیداتی که در دو دهه نخست قرن چهاردهم شمسی نام قزوین را در بین خریداران قالی دستباف مطرح نمود. وجود نقشه‌ها و چند تخته قالی از کارخانه اعتماد حاوی اطلاعات ارزشمندی است. کندوکاوی در وجوه بینامتنی قالی اعتماد در بستر تاریخی هدف اصلی مقاله پیش رو است. با این پرسش که «ویژگی‌های کیفی و بصری نقشه‌های قالی اعتماد محفوظ در موز‌ۀ شهر قزوین چگونه قابل تحلیل است؟» به نظر می‌رسد با وجود بافندگان گوناگون از اقصی نقاط ایران در کارخانه اعتماد، قالی‌های تولید شده به سبکی منحصر بفرد خلق شده‌اند و نوآوری در طراحی مشهود است. جهت نیل به نتیجه پژوهش که ماهیتی کیفی دارد. ارتباط اقلیم و تأثیر آن بر شکل‌گیری نقوش غیرقابل‌انکار است. انگور و پسته به‌عنوان دو محصول مهم باغستان‌های سنتی قزوین، منبع ترسیم برگ تاک و گل‌های خوشه‌ای پسته‌ای بوده‌اند. در میان تمام نمونه‌های برجای‌مانده در موزه و سایر موارد مشاهده‌شده، ختایی‌ها از فراوانی بیشتری نسبت به اسلیمی‌ها برخوردار بودند. طیف رنگی در قالی‌های اعتماد وسیع بوده و قالیچه‌ای با موضوع آزمونه رنگ قالی اعتماد بیانگر بهره‌مندی از بیست و یک رنگ در تولیدات کارخانه بوده که دلالت بر شاخصه‌های تولیدات کارخانه اعتماد دارد.

دانش بومی

فرهنگ و فنون دریانوردی مردمان بوشهر در قرون 3 تا 8 ه.ق.

صفحه 213-250

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.73228.1365

سید علی مزینانی، سید محمدرضا مزینانی

چکیده در بررسی فرهنگ دریانوردی جنوب و مردمان بوشهر وجود یک چرخۀ کامل جغرافیایی، اقتصادی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و جمعیتی وابسته به دریا در ساحل بوشهر کاملا محسوس است. این چرخه در یک گستره جغرافیایی از دریای قُلزُم (دریای سرخ) تا دریای صنجی (دریای چین جنوبی) و در طول یک بازه زمانی متشکل از هزاره‌ها، سده‌ها و دهه‌ها، قابل پیگیری است. مسئله اصلی این پژوهش این است که چگونه این فرهنگ برخاسته از تعاملات دریایی بر تحول خلق‌وخو، انباشت نظام دانش، تجمیع تجربیات زیسته و گستردگی شبکه اطلاعاتی اثر گذاشته است.در این مقاله ابتدا به بررسی خلق‌وخوی مردمان سواحل بوشهر پرداخته خواهد شد.در ادامه، نوشتار حاضر به بررسی نظام اطلاعاتی این مردم از خلال مقولات:دریانوردی، دریا‌شناسی، کالاشناسی دریایی، صید مروارید و کشتی‌سازی خواهد پرداخت.داده‌های این پژوهش به صورت کتابخانه‌ای جمع‌آوری گشته است و ارائه داده ها نیز به صورت توصیفی-تحلیلی خواهد بود. کوشش این مقاله بر این است که شبکه و میراث دریانوردی بوشهر را چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ آثار آن بر حیات اجتماعی این سواحل پیش روی مخاطب ترسیم نماید.

دانش بومی

کاشی نگاره های نقاشی رنگ روغن با نقوش فرنگی در بنای شمس العماره

صفحه 251-279

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.75311.1390

مریم کیان

چکیده کاخ شمس‌العماره به عنوان اولین بنای مرتفع و پنج طبقه تهران در سال 1282ه.ق به دستور ناصرالدین شاه و به تقلید از بناهای اروپایی، توسط معیرالممالک در مدت 2سال ساخته شد. ساخت و تزیینات آن متاثر از جنبش فرنگی‌سازی در ایران بوده است. از آن جا که نقاشی رنگ روغن اغلب بر روی سطوح بافت‌دار مرسوم بود، به کارگیری این روش روی کاشی لعابدار تا آن زمان انجام نشده بود. در این مقاله این روش منحصر بفردکه در پنج فضای خصوصی درچهار طبقه شمس‌العماره اجرا شده، بررسی می شود. پرسش اصلی این پژوهش این است که علل به کارگیری نقاشی رنگ روغن روی کاشی‌های لعابدار در این بنا چیست؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته و جمع‌آوری داده‌ها به صورت میدانی و کتابخانه‌ای است. برخی پژوهشگران هنر دوره قاجار اذعان دارند که نقاشی‌هایی با موضوع چشم اندازها، اغلب کپی از آثار نقاشی کلاسیک هنرمندان اروپایی است. یافته‌ها نشان می‌دهد متغیرهای انتخاب شیوه نقاشی رنگ روغن، نتیجه تغییر رویکردهای هنرمندان نسبت به نقاشی ایرانی است، شیوه آسان، قابل دسترس بودن مواد و مصالح و تمایل به غرب‌گرایی که کاملا به شرایط اجتماعی و سیاسی آن دوران وابسته بود، از جمله این متغیرهاست.

دانش بومی

فرهنگ یاوری و تعاون‌ سنتی‌ زنان‌ در گیلان‌

صفحه 281-315

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.74229.1375

هوشنگ عباسی، جواد نظری مقدم

چکیده تعاون‌ و همکاری‌ متقابل‌ انسان‌ها از بدو حیات‌ بشر در همة‌ دوران‌های‌ زندگی‌ در تمام‌ جوامع‌ وجود داشته ‌است‌. فرهنگ‌ تعاون‌ در میان‌ زنان‌ گیلان‌، ریشه‌دارترین‌ فرهنگ‌ اصیل‌ بومی‌ می‌باشد، یاوری‌ نه‌ تنها در تولید و کار، بلکه‌ جنبه‌های‌ مختلف‌ زندگی‌ روستاییان‌ را در برمی‌گیرد و روی‌ تمام‌ مناسبات‌ اثر می‌گذارد و همگرایی‌ و مشارکت‌ زنان‌ درعرصه‌ اجتماعی‌ را فراهم‌ می‌سازد و نقش‌ زنان‌ را پررنگ‌تر جلوه‌ می‌دهد. هدف‌ از ارائه‌ی‌ این‌ مقاله‌، توجه‌ به‌ یکی‌ از مناسبات‌ دیرپا و سنتی‌ در گیلان‌ است‌ که‌ زمینه‌ی‌ پیدایش‌ نوعی‌ از فرهنگ‌ و ادبیات‌ را فراهم‌ آورده‌ و روی‌ تمام‌ مبانی‌ زندگی‌ در آمیختگی‌ پیدا کرده‌ و اثر گذاشته‌ است. این مطالعه یک پژوهش توصیفی و تحلیلی است که در آن تلاش شده است تا با رویکرد مردم‌شناختی ضمن توجه به تجربه زیسته مردم گیلان ابعادی از فرهنگ همیاری و تعاون سنتی در میان زنان گیلان مورد بررسی قرار گیرد. یافته-های پژوهش حاکی از آن است که اشکال‌ یاوری‌ در میان‌ زنان‌ گیلان‌ بسیار متنوع‌ و گوناگون‌ است‌ و نه‌ تنها در شالی‌کاری‌ که‌ عمده‌ترین‌ محصول‌ کشاورزی است‌، بلکه‌ در باغداری‌ (کشت‌ چای‌ و توتون‌ و حبوبات‌) دامداری‌ و صنایع‌ دستی ، نوغان‌داری ،باغداری، آیین‌ها و نمایش‌های‌ گروهی‌ جریان‌ داشته است.

دانش بومی

شیوه‌های سنتیِ اجرایِ هنر بلوچی‌دوزی در طراحی لباس غیر بومی

صفحه 317-341

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.74785.1383

فاطمه ساعدی، مرضیه قاسمی

چکیده تنوع نقوش، تکنیک‌های دوخت، ظرافت بالا و هندسه‌ای که در هنر بلوچی‌دوزی نهفته است در قرن اخیر موجب جلب نظر طراحان در سطح ملی و بین‌المللی شده است. دوخت بلوچ باتوجه به پارچۀ زمینه به دو روش تارکش و تارشمار قابل اجراست. در دوخت‌های تارشمار تزئینات بلوچی‌دوزی بر روی قطعات هندسی جداگانه‌ای دوخته شده و سپس به لباس اصلی متصل می‌شوند، اما دوخت‌های تارکش مستقیم بر روی پارچۀ اصلی لباس اجرا می‌شوند و ارزش هنری بالاتری دارند، اما باید در نظر داشت که تمام نقوش و تکنیک‌های دوخت با این روش قابل اجرا نیستند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی ـ توصیفی در پی پاسخ‌گویی به این پرسش است که؛ در تزئین لباس غیربومی با چه شیوه‌هایی می‌توان نقوش بلوچی را به صورت سنتی اجرا کرد؟ تلاش جهت شناخت نقوش بر مبنای پارچۀ زمینه جهت اجرای آسان و راحت در مباحث طراحی لباس هدف اصلی این پژوهش است. این نتایج حاصل شد که نقوش انتزاعی بر روی پارچه‌های با بافت معمولی به صورت ذهنی و تارکش قابل اجرا هستند و نقوش هندسی به جز تکنیک‌های پرکار پنوچی و چوتل که فقط بر روی پارچۀ تارشمار قابل اجرا بوده، به صورت تارکش و ذهنی بر روی پارچه‌های معمولی نیز قابل اجرا هستند.

دانش بومی

‌بررسی و معرفی ریخت‌شناسی نقوش در رنگین‌نگاره‌های استان لرستان (با تکیه بر نقش‌مایه سگ)

صفحه 341-379

https://doi.org/10.22054/qjik.2023.74508.1379

سارا صادقی، اردشیر جوانمردزاده، منیژه هادیان دهکردی، رضا رضالو

چکیده سگ از نخستین جانورانی است که به دست بشر اهلی شده است و همواره دوستان و ملازمان خوبی برای انسان‌ها بوده‌اند. نقاشی‌هایی که در غارهای انسان‌های نخستین کشف شده حاکی از این موضوع است که این دوستی حداقل سابقه‌ای 16 هزار ساله دارد. سگ در صحنه‌ها و وضعیت‌های مختلف در هنر صخره‌ای ایران در چهار حوزه فرهنگی (شمال، غرب، جنوب و شرق) نقش شده است. با توجه به دیرینگی، تنوع و پراکنش این نقوش در سنگ‌نگاره‌های مناطق مختلف در ایران، هدف از این پژوهش، مطالعه نقش‌مایه سگ و بررسی نژاد واقعی این حیوان در هنر صخره‌ای استان لرستان است. سوال اصلی پژوهش این است: ریخت‌شناسی و نژاد نقش‌مایه سگ در رنگین‌نگاره‌های استان لرستان چگونه است؟ سگ در رنگین‌نگاره‌های استان لرستان در کدام صحنه‌ها و موضوعات تصویر شده است؟ نقش‌مایه سگ در رنگین‌نگاره‌های استان لرستان با چه سنگ‌نگاره‌هایی در ایران قابل مقایسه است؟ روش پژوهش حاضر، کیفی و به‌صورت توصیفی-تحلیلی- تطبیقی است. شیوه گردآوری اطلاعات به صورت (کتابخانه‌ای) و میدانی است. جامعۀ آماری در این پژوهش رنگین‌نگاره‌های استان لرستان در سه منطقه (سنگ مهرداد و میرملاس در کوهدشت و تخت‌چان پلدختر) است.