دوره و شماره: دوره 12، شماره 24، دی 1404 
دانش بومی

گَل: نهاد یاریگری و پایداری اجتماعی در میراث جهانی منظر فرهنگی اورامانات(مطالعه موردی: باینگان)

صفحه 1-43

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.89163.1480

عزیز مصطفایی، ابراهیم فیاض، احمد نادری

چکیده مقدمه و هدف: «گَل» به عنوان یک نظام همکاری سنتی در اورامانات، بازتابی از نظامی اخلاقی و اجتماعی است که بر پیوندهای خویشاوندی و تعهد متقابل بنا شده است. این مقاله با مطالعه موردی باینگان، ساختار، کارکرد و معانی فرهنگی این نهاد یاریگری را از منظر انسان‌شناختی بررسی می‌کند.

روش تحقیق و یافته‌ها: داده‌های پژوهش از طریق مشاهده مشارکتی (در یک پروژه ۴۱ روزه راه‌سازی) و مصاحبه‌های عمیق با کنشگران محلی گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد گَل علاوه بر نقش اقتصادی (در کشاورزی، ساخت‌وساز و راه‌سازی)، کارکرد حیاتی اجتماعی و فرهنگی دارد. این نهاد به عنوان تنظیم‌کننده روابط و حافظ توازن در نظام معیشتی عمل می‌کند و با بازتولید اعتماد و سرمایه اجتماعی، پایداری جمعی را تقویت می‌کند.

نتیجه‌گیری و اهمیت: نظام گَل، با وجود تغییرات معاصر، همچنان پویا و کارآمد است و به عنوان یک میراث ناملموس زنده، کارکرد هویتی و مقاومتی در برابر فردگرایی و منطق بازار مدرن ایفا می‌کند. این نهاد (با تحلیل نظری موس، ترنر و سالینز)، بنیان‌های پیوند اجتماعی و استمرار فرهنگی اورامانات را بازتولید کرده و الگویی از تاب‌آوری فرهنگی به شمار می‌رود.

دانش بومی

دانش بومی ساخت پای پوش سنتی در روستای کُریت

صفحه 45-80

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.87535.1471

سامرا سلیم پور، امیر انوری مقدم

چکیده مهارت ساخت پای‌پوش از هنرهای سنتی و اصیل ایرانی است که اگر چه امروزه در اکثر نقاط بدست فراموشی سپرده شده است؛ با این وجود، از آن میتوان به‌عنوان یک نماد فرهنگی و اجتماعی یاد کرد. شهرستان طبس و روستاهای اطراف آن در گذشته یکی از مهمترین مراکز ساخت پای‌پوش در استان خراسان جنوبی محسوب میشدند. از این پای‌پوش بدلیل سبکی، انعطاف پذیری، استحکام و راحتی برای پیاده روی های طولانی مدت در مشاغلی همچون: کشاورزی، شبانی و زندگی عشایری استفاده فراوانی میشد. هدف این جُستار علاوه بر حفظ و پاسداری از بنیانهای فرهنگی و هنری ایران، معرفی شیوه عملی و گام به گام هنر سنّتی ساخت پای‌ پوش در روستای کُریت است. اصلی ترین پرسش این مطالعه به «چگونگی شیوه ساخت پای‌پوش سنتی کُریت از مواد اولیه طبیعی و بوم‌آورد منطقه» باز می‌گردد. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر اساس مستندات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و مصاحبه با استادکاران هنرمند شهرستان طبس و روستای کُریت نگاشته شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مهارت ساخت پای‌پوش سنتی در روستای مذکور مبتنی بر «روحیه تعاون و همکاری» زنان و مردان روستا بوده و برای ساخت آن از مواد کاملاً طبیعی استفاده میشده است.

دانش بومی

خوانش نقش فرهنگ جنسیتی افغان از تایپولوژی خانه های بومی خراسان بزرگ( نمونه موردی:هرات)

صفحه 81-127

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.86182.1459

سمیرا حسینی رودباری، حسین سلطان زاده، مهرداد متین، محمد محمدزاده دوگاهه

چکیده در سال‌های اخیر، مسائل مرتبط با دیدگاه‌ جنسیتی در جوامع گوناگون ، به‌عنوان یکی از ابعاد فرهنگی مؤثر در شکل‌گیری فضاهای مسکونی مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله با هدف تحلیل تأثیر متغیر فرهنگ جنسیتی بر ساختار پیکربندی فضایی خانه‌های بومی در خراسان بزرگ و کهن به‌ویژه شهر هرات انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. داده‌های مورد نیاز از طریق مطالعات میدانی، ثبت مستند از پلان‌ها،و بررسی آن ها به لحاظ ساختار شکلی و دیدگاه‌های فضایی خانه‌های سنتی، و همچنین بررسی منابع کتابخانه‌ای و علمی معتبر جمع‌آوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که پیکربندی فضایی خانه‌های سنتی هرات، بازتابی ساختاریافته از نظام فرهنگی جنسیتی خراسان بزرگ است که در تعامل پیچیده‌ای با عوامل محیطی، اجتماعی، سیاسی و سنتی شکل گرفته است. به‌ویژه، تحلیل نمونه‌ها نشان می‌دهد که فضاهای اختصاصی زنانه با ویژگی‌هایی چون عزلت نسبی، محدودیت دید خارجی و دسترسی کنترل‌شده در ساختار فیزیکی خانه‌ها به‌صورت سیستماتیک طراحی شده‌اند.ساختار فیزیکی و سازمان‌دهی فضایی خانه‌های بومی هرات گواه بر آن است که معماری بومی، به‌عنوان یک متن فرهنگی، ضمن تحقق نیازهای مادی، ارزش‌ها، هنجارها و سلسله‌مراتب اجتماعی به‌ویژه مبتنی بر دیدگاه جنسیت را در قالب فرم و فضا کُدگذاری می‌کند

دانش بومی

تحلیل فناوری ساخت و عوامل مؤثر بر شکل‌گیری لایه‌ زرین‌فام سرامیک در منابع مکتوب تاریخی

صفحه 129-166

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.82085.1436

سید محمد میرشفیعی، عاطفه فاضل

چکیده زرین‌فام، جلوه‌ای از درخشش فلزی بر سطح لعاب سرامیک است که در اثر ایجاد لایه‌ای نازک حاوی ذرات فلزات احیاشده به وجود می‌آید و می‌تواند طیف‌هایی از رنگ‌های طلایی تا قرمز را منعکس کند. شکل‌گیری موفق این لایه وابسته به مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی، شیمیایی و فنی است که هرگونه اختلال در آن‌ها موجب کاهش درخشش یا ناپایداری لایه می‌شود. هدف این پژوهش، تحلیل فناوری ساخت و شناسایی عوامل مؤثر بر تشکیل لایه‌ زرین‌فام بر اساس منابع مکتوب تاریخی و داده‌های حاصل از مطالعات آزمایشگاهی است. در همین راستا پژوهش حاضر به دو پرسش اساسی پاسخ می‌دهد؛ 1-فاکتورهای متغییر در شکل گیری لایه‌ زرین فام موفق چیست؟ 2- با توجه به مطالعه منابع تاریخی و روش‌های آزمایشگاهی چگونه می‌توان مینای زرین‌فام ساخت؟. پژوهش از نظر ماهیت و روش، جز پژوهش‌های توصیفی-تحلیلی است. درگرداوری اطلاعات از شیوه کتابخانه‌ای، مشاهده، تجربه در محیط آزمایشگاه استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که سه عامل اصلی شامل لعاب پایه، ترکیبات مینایی و فرآیند پخت احیایی، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت تشکیل لایه‌ زرین‌فام دارند. همچنین مشخص شد که در فرآیند احیا، تنظیم دقیق دمای کوره، مدت زمان احیا و میزان دوددهی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

دانش بومی

بازتاب مفهوم یاریگری و تعاون در ادبیات عامه استان خراسان جنوبی

صفحه 167-209

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.88478.1476

طاهره میرزائی، محمد علی طالبی

چکیده ادبیات عامه هر سرزمین، بستری مناسب برای بازتاب موضوعات اجتماعی و فرهنگی آن است که در قالب مَثَل‌ها و کنایات و ترانه‌ها و ... ارائه می‌شود. بخش زیادی از عناصر ادبیات عامۀ خراسان، به بازتاب موضوع «یاریگری» و همسویی کوشش‌های چندنفره برای تحقق هدفی خاص، مربوط است که به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی دشوار منطقه و فرهنگ یاری‌دوست و برادرانۀ اسلامی و ایرانی، نقشی مهم در بقای زندگی اجتماعی روستاییان و عشایر این خطّه داشته است و به عنوان یکی از ریشه‌دارترین مؤلفه‌های فرهنگ بومی در بسیاری از جنبه‌های زندگی اجتماعی، دیده می‌شود. پژوهش حاضر که با هدف بازشناسی فرهنگی دانش بومی در منطقۀ جنوب خراسان، برپایۀ ادبیات عامه و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است در پی آن است که با رویکردی مردم‌شناختی، ضمن توجه به تجربۀ زیستۀ مردم این دیار، زوایایی از فرهنگ تعاون و یاوری را در میان مردم جنوب خراسان بررسی کند و بازتاب آن را در سنّت گفتاری این دیار، نشان دهد. برآیند تحقیق نشان می‌دهد که دیگریاری در حوزه‌های باغداری، روابط اجتماعی، جریان داشته و به صورت آیین‌های گوناگون همچون «سرمردی»، «خداقوتی»، «کاکل گندم» و اجرا می‌شده و توجه به آن در ضرب‌المثل‌ها، تعابیر کنایی، کارآواها و حتی لالایی‌ها ... مشهود است.

دانش بومی

آسیب شناسی آیین نخل گردانی در جایگاه آیینی شیء- محور از منظر حفاظت از گنجینه های فرهنگی زنده ی ایران

صفحه 211-253

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.84921.1451

عادله محتشم، صمد سامانیان

چکیده آسیبهایی که بسیاری از آیینها را تهدید کرده و آنها را از چرخه زندگی انسان خارج ساخته اند، آیین نخلگردانی را نیز تهدید میکنند. این امر از اندیشه در "تغییرها در چگونگی برگزاری آیین و مقدمات و مؤخرات آن، به نحوی که دور شدن از ساختار سنتی-معنوی آن را به همراه داشته باشند"، قابل دریافت است. نخل، شیءای محوری و نمادین در برگزاری آیین نخلگردانی بوده، روند برگزاری این آیین، حول محور این شیء پا گرفته است،و آسیب شناسی تداوم حیات نخلها بخش بزرگی از آسیب شناسی تداوم حیات آیین است.از دیگرسو،دقت در ساز و کار برگزاری آیین نخلگردانی در حوزه جغرافیایی-فرهنگی کویر یزد،نشان از آغاز آسیبها و تهدیدها دارد.این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است:چه آسیبهایی تداوم حیات اصالتمند آیین نخلگردانی را تهدید میکند؟روش پژوهش،توصیفی-تحلیلی بوده،با استناد به منابع مکتوب،مشاهدات میدانی و گفتگو،داده های پژوهش فراهم شد.درنهایت با تحلیل محتوای گرآمده،جمع بندی و نتیجه گیری صورت گرفت.یافته ها نشان میدهند که آسیبها ذیل سه گروه اصلی،آسیبهای متوجه:"اعتقاد جامعه آیین ورز به مفاهیم بنیادین نخلگردانی"،"سنتهای تاریخی و آداب سنتی جاری در سازگان آیینی و استمرار آنها" و "دانش و مهارت در روش سنتی ساخت و حفاظتِ نخلها و آداب آن"،تداوم حیات اصالتمند آیین نخلگردانی را متأثر ساخته است.

دانش بومی

هنر مرصع کاری ایران در دوره هخامنشی

صفحه 255-288

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.87433.1470

عاطفه قاضی، کاظم ملازاده

چکیده دوره‌ی هخامنشی به عنوان یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخی ایران؛ در زمینه‌های مختلف از جمله جواهرسازی دستاوردهای بزرگی داشته است. علی‌رغم یافته‌های اندک جواهرات این دوره نشان از مهارت بالای جواهرسازان هخامنشی است.یکی از روش‌های تزئین این آثار مرصع‌کاری بود که به روش‌های گوناگون اجرا می‌شد. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و مطالعات میدانی و صحبت با استادکاران مرصع‌کار تلاش شده ضمن معرفی هنر مرصع‌کاری دوره هخامنشی ، سبک‌ها و تکنیک‌های مورد استفاده در این هنر شناسایی و مورد مطالعه قرار گیرد و همچنین تاثیر هنر تمدن‌های دیگر در شکلگیری آن مشخص شود. به علت عدم امکان دسترسی و مطالعه آزمایشگاهی آثار مورد مطالعه و همچنین فقدان مطالعات آزمایشگاهی منتشر شده، ارایه جزییات دقیق تکنیکی و ساخت این دسته از زیورآلات امکانپذیر نیست با این حال تلاش شده با مطالعه دقیق تصاویر و جزییات اشیا و نیز اطلاعات ارایه شده توسط استادکاران، تصویر به نسبت روشنی از این هنر ارایه شود. با مطالعه‌ی آثار مرصع‌کاری این دوره دو سبک مشخص مرصع‌کاری شناخته شد و تکنیک‌های‌ مختلف سنگ‌نشانی شناسایی با نظر استادکاران مشخص شده است.

دانش بومی

شیوه‌های درمان عامیانه در سنندج: واکاوی درک بیماری، فرآیند درمان و ویژگی‌های درمانگران (مورد مطالعه: ناوک‌که‌وتن ، سه‌رکه‌وتن و ته‌کاندن )

صفحه 289-324

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.86953.1465

بهمن باینگانی، سارا حسینی

چکیده طب سنتی به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عامیانه، ریشه در تاریخ و تمدن جامعه دارد. براین اساس هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعۀ مردم‌شناختی شناسایی و تحلیل سه شیوۀ درمان عامیانه شایع در شهر سنندج است. این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی و به روش مردم‌نگاری انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ مشارکت‌کننده (شامل ۸ درمانگر و ۹ بیمار) گردآوری شد. انتخاب مشارکت کنندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی بود و جمع آوری داده‌ها ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شد و اطلاعات بدست آمده با استفاده از کدگذاری مضمونی مورد تحلیل قرار گرفتند.تحلیل داده‌ها نشان داد که این شیوه‌های درمانی بر درک کاملاً هستی شناختی متفاوتی از بدن، بیماری و درمان استوار هستند که در آن بیماری صرفاً یک پدیدۀ زیستی محسوب نمی‌شود. مولفه‌های فرهنگی مانند باور به نقش عوامل روحی-روانی (مانند ترس و فشار کاری) در ایجاد بیماری، و همچنین ساختار اجتماعی انتقال دانش (از طریق ویژگی‌های ذاتی، ارثی و اکتسابی درمانگران) از یافته‌های تحلیلی کلیدی این پژوهش به شمار می‌روند. یافته‌های این مطالعه مؤید غنای دانش عامیانه و پویایی نظام طب سنتی و عامیانه در شهر سنندج است.

دانش بومی

حمایت از دانش سنتی در حقوق ایرانی اسلامی (با الهام از قواعد سازمان جهانی مالکیت فکری و موافقتنامه جنبه های تجاری حقوق مالکیت فکری)

صفحه 325-375

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.82007.1434

محمدجواد حیدریان دولت آبادی، احسان علی اکبری بابوکانی

چکیده دانش سنتی گونه‌ای از علم و تجربه است که پس از سال‌ها تجربه‌اندوزی جوامع بومی و محلی در مناطق جغرافیایی معین حاصل‌شده است. با گسترش روز افزون مبادلات تجاری در عرصه بین المللی ضرورت حمایت از این دانش که حاصل دسترنج نسل‌های متمادی جوامع محلی‌و‌بومی است بیش ازپیش احساس می‌شود. با توجه به اهمیت حمایت از دانش سنتی، برخی ازکشورها (خصوصاً کشورهایی که منابع غنی دانش سنتی را در اختیار دارند)درحقوق داخلی خود اقدام به وضع قوانین‌و‌مقررات مربوط به‌حفاظت از دانش سنتی نموده‌اند. در کشور ما نیز با ایجاد شورای سیاستگزاری حقوق مالکیت فکری اقداماتی در زمینه ارتقاء حقوق مالکیت فکری ایجاد شده است. دانش سنتی کشور ما خصوصاً با توجه به تمدن کهن و گستره وسیع کشور نیازمند توجه جدی است و با توجه به ماهیت و ویژگی خاص دانش سنتی و قابلیت های حقوق مالکیت فکری ایران طراحی و ایجاد نظام خاص حمایت از دانش سنتی از ضرورت های جدی نظام حقوقی ایران است. در این پژوهش ضرورت و ویژگی های این نظام حمایتی مورد مطالعه قرار گرفته است.

دانش بومی

شناسایی آرایه های تزئینی چوبی در نگاره های شاهنامه طهماسبی

صفحه 377-406

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.84195.1448

مجید رضا مقنی پور، سارا آرام نیا

چکیده چوب به‌عنوان یکی از مصالح مهم در هنرهای کاربردی ایران، به‌دلیل ماهیت ناپایدار خود در برابر عوامل محیطی، کمتر در قالب آثار اصیل تاریخی باقی مانده است و نمونه‌های زیادی از این آثار چوبی از دوره‌های تاریخی مختلف در دسترس نیست؛ از سویی دیگر نگارگری ایرانی جدا از جنبه های فرمی و کارکردهای مضمونی، می‌تواند به عنوان یک منبع اطلاعاتی در خصوص شناسایی و توصیف فضای فرهنگی و اجتماعی پیرامون زمان و مکان خلق آنها مورد استناد قرار گیرد؛ بر همین اساس در این پژوهش با هدف شناسایی و ارائه تصویری روشن‌تر از ویژگی‌های فرمی و تکنیکی هنرهای چوبی رایج در دوره صفوی، نگاره‌های شاهنامه طهماسبی مورد استناد قرارگرفته است. نوع پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات آن از روش کتابخانه‌ای ـ اسنادی و میدانی (طراحی کارت مشاهده و مصاحبه) به دست آمده است؛ نمونه نگاره‌های مورد مطالعه در این پژوهش شامل 26 نگاره بوده است . یافته‌ها نشان می‌دهد که بیشترین و متنوع‌ترین تزئینات چوبی در فضاهای سلطنتی و درباری تصویر شده‌اند و میان موقعیت فضایی و میزان تزئین رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. تکنیک‌های گره‌چینی (مشبک و توپر)، منبت و منبت‌معرق بیشترین بسامد را داشته و نقوش هندسی زمینه مثلث و اسلیمی بیش از دیگر نقوش تکرار شده‌اند.