تعداد مشاهده مقاله

330,363

تعداد دریافت فایل اصل مقاله

208,478

نسبت مشاهده بر مقاله

1588.28

نسبت دریافت فایل بر مقاله

1002.3

تعداد مقالات ارسال شده

515

تعداد مقالات رد شده

256

درصد عدم پذیرش

50

تعداد مقالات پذیرفته شده

176

درصد پذیرش

34

نشریه دانش‌های بومی ایران یک دو-فصلنامه، با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می‌شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین‌المللی با تمرکز بر مباحث دانش بومی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزۀ دانش بومی و مردم‌شناسی انتشار یافته، هدف آن انتشار مقالات با کیفیتی است که یافته‌های مرتبط با موضوعات مهم دانش بومی را گزارش می‌دهند. نشریه دانش‌های بومی ایران  به دو صورت چاپی و برخط (آنلاین) با دسترسی آزاد منتشر می شود.نشریه مبلغ 200/000 تومان جهت داوری مقالات دریافت می کند.

ازمقالاتی که پس از فرایند داوری پذیرفته شوند،مبلغ 400/000 تومان بعنوان هزینه پردازش دریافت خواهد شد.

«دسترسی به مقالات این سایت آزاد است»

«این نشریه، سرقت علمی و ادبی را

با استفاده از نرم‌افزارهای مشابه‌یاب،

بررسی و با آن مقابله می‌کند»

دانش بومی

دانش سنتی طبخ خوراک بومی با بهره‌گیری از گیاهان مراتع روستای شاه کوه سفلی (استان گلستان)

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.82911.1442

زهرا علی نژادمقدم شهرکی، محمد رحیم فروزه، حنانه محمدی‌کنگرانی، حسن یگانه

چکیده مطالعه‌ی طبخ خوراک با استفاده از گیاهان مرتعی به عنوان یک موضوع مهم در پژوهش‌های مردم‌نگاری شناخته می‌شود که مکتوب نمودن آن بر عهده‌ی مردم نگاران است. بر همین اساس، هدف محققان از انجام پژوهش حاضر، گردآوری دانش مردمان منطقه‌ی شاه کوه سفلی در زمینه‌ی طبخ انواع خوراک‌های محلی با استفاده از گیاهان خودروی مرتعی است. به منظور ثبت دانش گرانبهای بومیان، مصاحبه‌ها در فصل بهار و تابستان سال 1402 و 1403 با استفاده از روش مشاهده مشارکتی و مصاحبه‌های باز انجام شد و خبرگان محلی به روش گلوله برفی شناسایی شدند. در تحقیق حاضر، در مجموع 13 گیاه خودرو شناسایی و شیوه طبخ 16 نوع غذا ثبت گردید. همچنین گیاهان با فرم رویشی علفی بیشترین سهم از گیاهان مورد استفاده در تهیه‌ی خوراک را به خود اختصاص داده‌اند و تمام یا بخش‌های مختلف گیاهان به عنوان مواد اصلی غذا و یا به عنوان افزودنی، چاشنی، طعم‌دهنده و ادویه مورد استفاده واقع می‌شوند. با توجه به گستردگی دانش گذشتگان در زمینه‌ی طبخ خوراک و تهیه‌ی غذاهای سنتی، می‌توان اذعان داشت که ثبت و تحلیل دانش بومی مرتبط با طبخ غذاهای محلی نه تنها به حفظ فرهنگ غذایی کمک می‌کند بلکه می‌تواند راهکارهایی جهت ارتقاء سلامت تغذیه جوامع ارائه دهد.

دانش بومی

نقاب‌های هویت: تبارشناسی کارکردهای برقع به مثابه یک دانش بومی

https://doi.org/10.22054/qjik.2025.88624.1477

جواد مداحی، معصومه بهمنی، عبدالحسین دانشوری نسبب

چکیده استان هرمزگان به‌عنوان کانون دانش‌های بومی و تنوع فرهنگی در جنوب ایران شناخته می‌شود. پوشش سنتی زنان، یعنی “برقع”، فراتر از یک پوشش صرف، حامل لایه‌های معنایی، اجتماعی و اقتصادی است. با وجود اهمیت تاریخی و فرهنگی، پژوهش‌های اندکی به‌صورت پدیدارشناختی به تجربه زیسته زنان از کارکردهای برقع پرداخته‌اند. هدف این پژوهش، تحلیل ابعاد زیسته برقع‌پوشی زنان هرمزگان است.
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب پدیدارشناسی تجربیات زیسته انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ زن برقع‌پوش (با نمونه‌گیری هدفمند و رسیدن به اشباع نظری) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA و روش کدگذاری تماتیک انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج ۲۴۹ کد اولیه شد که در قالب سه مضمون اصلی دسته‌بندی شدند: ابعاد نمادین و ادراکات حسی، تجلی باورها و الزامات فقهی، و بازنمایی هویت و ساختارگرایی فرهنگی. یافته‌ها نشان می‌دهند برقع به‌مثابه واسطه فرهنگی عمل کرده و گذار نسلی از کارکرد “پوشاندن و دیده نشدن” به سمت “آراستگی و عاملیت اقتصادی” را تجربه کرده و
این مطالعه با مستندسازی تجربه زیسته زنان، ابعاد چندوجهی دانش بومی برقع را آشکار کرده و بر آسیب‌پذیری این سنت در برابر مدرنیته تأکید می‌کند. ضرورت توجه سازمان‌های فرهنگی به حفظ این میراث ناملموس را برجسته می‌سازد.

دانش بومی

مطالعه مردم‌شناختی بیماری‌های دام و درمان‌های بومی در میان عشایر کلهر شهرستان ایوان

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.87014.1466

منصور منصوری مقدم

چکیده مقاله حاضر به مطالعه بیماری‌های دام و شیوه‌های درمان بومی در جامعه عشایری ایل کلهر می‌پردازد. موضوع اصلی پژوهش، مطالعه عوامل بیماری‌زا و راهبردهای درمانی سنتی در چارچوب فرهنگی و نمادین جامعه عشایری است که بیانگر تعامل پیچیده میان دانش تجربی و باورهای محلی در مدیریت سلامت دام‌ها می‌باشد. روش‌شناسی تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم‌نگاری بوده و داده‌ها از طریق حضور در میدان و مشاهده و مصاحبه‌های عمیق با دامداران، دامپزشکان و افراد آگاه جمع‌آوری شده است. یافته‌ها نشان داد که بیماری‌های دام تحت تأثیر عوامل متنوعی شامل عوامل عفونی، انگلی، فیزیکی و محیطی هستند و درمان‌ها به صورت تلفیقی از روش‌های عملی، گیاهان دارویی، جراحی‌های سنتی و آداب و آیین‌های نمادین انجام می‌شود. درمان بیماری‌ها در این جامعه فراتر از یک فرایند پزشکی صرف، عملی اجتماعی و معنوی است که نقش کلیدی در حفظ سلامت دام‌ها و تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا می‌کند. پژوهش بر اهمیت حفظ و بهره‌گیری از دانش بومی در طراحی برنامه‌های بهداشتی دامپزشکی متناسب با بستر فرهنگی جوامع عشایری تأکید دارد.

دانش بومی

بام و زیست شهری: بازخوانی منظربام در ایران به روایت سفرنامه‌های دوره قاجار

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.84591.1449

حسین راعی، اصغر محمدمرادی، مهتاب شمس

چکیده در تاریخ معماری ایران، بام‌ها فراتر از نقش حفاظتی، جایگاه ویژه‌ای در زیست اجتماعی و فرهنگ مردم داشته‌اند؛ موضوعی که کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی و طبقه‌بندی کارکردهای بام، با روش «تحلیل محتوای کیفی» و رویکرد تفسیری-تاریخی، به بررسی ۲۳ سفرنامه دوره قاجار (۱۵ ایرانی و ۸ خارجی) می‌پردازد. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج هفت گونه کارکرد اصلی شامل ابعاد مذهبی، آئینی، اقتصادی و معیشتی، روزمرگی و تفرج، دفاعی، ارتباطاتی و فضای ذهنی گردید. یافته‌ها حاکی از آن است که بام در گذشته عرصه‌ای پویا برای تعاملات اجتماعی و مناسک جمعی بوده و کارکرد «تفرج و روزمرگی» سهم بسزایی در آن داشته است؛ نقشی که در دوران معاصر به فراموشی سپرده شده و عمدتاً به جنبه‌های خدماتی تقلیل یافته است. نتیجه پژوهش بر لزوم احیای رویکرد جامع به بام‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فراموش‌شده آن در سیاست‌گذاری‌های معماری و شهرسازی معاصر تأکید دارد.

دانش بومی

مستندسازی توصیفی کوچ عشایر طایفه حَمُوله ایل بختیاری با بهره‌گیری از مصاحبه

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.86392.1461

علی محبی

چکیده مواد و روش‌ها
ارزیابی با شیوه کیفی، انجام گرفت. روش جمع آوری داده، مصاحبات عمیق فردی، گروهی ، و تکنیک بحث گروهی متمرکز بود. حضور معرفان کلیدی نیز در تحقق اهداف موثر واقع گردید. روایی تحقیق با بکارگیری توصیف عمیق در نگارش و برگشت گزارش به مشارکت کنندگان و پاپایی آن نیز از طریق ضبط صدا و تبدیل آن به متن تحقق یافت. روش نمونه گیری "هدفمند و نظری " بود. مصاحبه ها از نوع عمیق به شکل نیمه ساختار یافته تا رسیدن به مرحله" اشباع نظری " ادامه یافت. داده ها از روی ضبط صوت بر روی کاغذ پیاده شده و نتایج مورد به مورد با اقتباس از شیوه مردم نگاری "پست مدرنیسم" و استفاده از مدل توصیفی ارائه گردید.
نتایج
نتایج حاصل نشان داد عشایر منطقه بسته به شرایط آب و هوایی از اواسط اردیبهشت تا اوایل خرداد وارد منطقه می شوند. در گذشته، 400 کیلومتر طول مسیر کوچ از قشلاق به ییلاق ، پس از گذر از 16 اطراق گاه، حدود 30 روز و از ییلاق به قشلاق، 15 روز طول می کشید. امروزه ، معمولاً طول مدت کوچ در کوچ ماشینی بین 2 تا 5 روز زمان می برد.

دانش بومی

دانش‌های بومی تولید ابزار و صنایع نخلی در شهرستان میناب

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.86147.1458

رضا صحت منش، حسن سالاری مقدم، مینا نکوئیان

چکیده صنایع نخلی و حصیربافی یکی از مهمترین صنایع دستی جنوب کرمان، بلوچستان و هرمزگان است. ماده اولیه و اصلی این صنعت «پیش» یا برگ‌های درخت نخل است. علاوه بر پیش، تقریبا تمام اجزای درخت نخل در فرهنگ و اجتماع مردم نواحی جنوبی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین هدف اصلی پژوهش بررسی دانش مردم‌شناسی درخت نخل و صنایع نخلی در جنوب ایران است. پژوهش پیش‌رو مطالعه‌ای مردم‌شناسی است، داده‌ها از طریق منابع کتبی، شفاهی و کار میدانی فراهم آمده است و با توجه به اهداف پژوهش، درخت نخل و صنایع نخلی در اقتصاد، فرهنگ و جامعه مردم میناب، و نیز شیوه تولید و روش بافت، و نیز ابزارهای این صنعت مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید که هیچ درختی به اندازه نخل در فرهنگ و جامعه نواحی جنوبی ایران و از جمله در هرمزگان ریشه ندوانیده است. در میان صنایع نخلی و از نظر میزان کاربرد آن در زندگی و فرهنگ مردم این نواحی، می‌توان حصیربافی و سازه‌های نخلی، ازجمله سِوِند، پَروند و سُواس را مهمترین آن‌ها دانست. صنایع نخلی هم جنبه استفاده شخصی و خانگی، و هم جنبه تجاری دارند. تولید و عرضه آن‌ها در بازار، به اقتصاد و افزایش سطح درآمد خانواده کمک می‌کند.

دانش بومی

ارتباط ویژگی های بومی و زیستی شتر دوکوهانه با نقشمایه های آن در آثار هنری ایران

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.82653.1439

الهه پنجه باشی، نگار نجیبی، رعنا محمدزاده

چکیده وجود این نقش مایه شتر دوکوهانه در آثار با معانی نمادین، تداومی بر یادآوری ویژگی های فیزیکی و تناسب ویژگی های زیست آن با محیط هایی است که کمتر چهارپایی می تواند در آن بدون مشکل به حیات خود ادامه دهد. هدف اصلی این نوشتار، واکاوی نقش مایه شتر دوکوهانه درآثار هنری ایران به عنوان نماد جانداری سازگار با محیط زیست است. جامعه آماری شامل سیر نقش مایه شتر دو کوهانه در 6 نمونه از آثار دوره های مختلف ایران است. این پژوهش در راستای پاسخگویی به این پرسش است: بازنمایی ویژگی های ساختار بدن و شرایط اقلیم زیست شتر دوکوهان در آثار هنری ایران به چه نحوی بوده و تا چه میزانی شبیه سازی شده است؟ گردآوری مطالب به روش کتابخانه ای و با رویکردی تاریخی، به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است. نتایج حاصل نشان می دهند اگرچه نقش مایه شتر دوکوهانه در آثار، با صفاتی ;کاملا مشابه بازسازی نشده اند،اما وجود اندک شباهت ها ،مهم ترین معانی نمادین شترها یعنی سازگاری با محیط را بازتاب کرده اند.

دانش بومی

میراث معماری خشتی سیلو در ارگ سریزد: دانش بومی در پیوند اقلیم و اقتصاد در طراحی معماری پایدار

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 12 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.87753.1474

فاطمه مهدی‌زاده سراج، حانیه بیکی، اصغر محمدمرادی

چکیده در اقلیم گرم و خشک ایران، شکل‌گیری جوامع کشاورزی از دیرباز با چالش ذخیره‌سازی بلندمدت غلات بدون استفاده از سیستم‌های انرژی‌بر همراه بوده است. مقاله حاضر با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای غیرفعال به‌کاررفته در طراحی سیلوهای ارگ خشتی کهن انبار غله سریزد، انجام شده است. ضرورت مطالعه، دستیابی به دانش بومی نگهداری غلات است که در به‌کارگیری مجدد و صرفه‌جویی اقتصادی ارگ سریزد و بهره‌برداری در معماری معاصر پایدار کاربرد دارد. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از روش ترکیبی (کتابخانه‌ای، محاسباتی، مطالعات اسنادی و مصاحبه با شاهدان عینی) و طی برداشت‌های میدانی در تیر و مرداد ۱۴۰۳ انجام پذیرفت. یافته‌های کمی و کیفی نشان می‌دهند که بهره‌گیری از دیوارهای ضخیم خشتی، پوشش کاهگل، سازمان‌دهی فضایی، ایجاد راهروهای باریک و تو در تو و تقویت پدیده دودکشی، شرایط بهینه را فراهم می‌کنند. نتایج محاسباتی حاکی است که راهکارهای یادشده منجر به ایجاد اختلاف دمای ۱۵ تا ۲۰ درجه‌ای با بیرون و تهویه مؤثر معادل ۰.۷ CFM برای هر تن غله شده که بقا و سلامت غلات را برای دهه‌ها تضمین می‌کند. در نهایت، پژوهش بر اهمیت مستندسازی و بازخوانی راهکارهای بومی به‌عنوان الگویی کارآمد و کم‌مصرف برای مواجهه با چالش‌های معاصر در معماری پایدار اقلیمی تأکید می‌کند.

دانش بومی

گَل: نهاد یاریگری و پایداری اجتماعی در میراث جهانی منظر فرهنگی اورامانات(مطالعه موردی: باینگان)

دوره 12، شماره 24، دی 1404، صفحه 1-43

https://doi.org/10.22054/qjik.2026.89163.1480

عزیز مصطفایی، ابراهیم فیاض، احمد نادری

چکیده مقدمه و هدف: «گَل» به عنوان یک نظام همکاری سنتی در اورامانات، بازتابی از نظامی اخلاقی و اجتماعی است که بر پیوندهای خویشاوندی و تعهد متقابل بنا شده است. این مقاله با مطالعه موردی باینگان، ساختار، کارکرد و معانی فرهنگی این نهاد یاریگری را از منظر انسان‌شناختی بررسی می‌کند.

روش تحقیق و یافته‌ها: داده‌های پژوهش از طریق مشاهده مشارکتی (در یک پروژه ۴۱ روزه راه‌سازی) و مصاحبه‌های عمیق با کنشگران محلی گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد گَل علاوه بر نقش اقتصادی (در کشاورزی، ساخت‌وساز و راه‌سازی)، کارکرد حیاتی اجتماعی و فرهنگی دارد. این نهاد به عنوان تنظیم‌کننده روابط و حافظ توازن در نظام معیشتی عمل می‌کند و با بازتولید اعتماد و سرمایه اجتماعی، پایداری جمعی را تقویت می‌کند.

نتیجه‌گیری و اهمیت: نظام گَل، با وجود تغییرات معاصر، همچنان پویا و کارآمد است و به عنوان یک میراث ناملموس زنده، کارکرد هویتی و مقاومتی در برابر فردگرایی و منطق بازار مدرن ایفا می‌کند. این نهاد (با تحلیل نظری موس، ترنر و سالینز)، بنیان‌های پیوند اجتماعی و استمرار فرهنگی اورامانات را بازتولید کرده و الگویی از تاب‌آوری فرهنگی به شمار می‌رود.

فرهنگ پوشش زنانه نزد بانوان دانشکده روان‌شناسی و علوم اجتماعی (چادر غیرساده ملی، عربی، قجری...)

دوره 1، شماره 1، مرداد 1393، صفحه 47-69

https://doi.org/10.22054/qjik.2014.457

اصغر عسگری خانقاه، عاطفه بهادری نژاد

چکیده چکیده
پوشش زنان در طول تاریخ دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. در بین پوشش زنان، چادر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تحولاتی که در شکل و نحوة استفاده کردن از این پوشش پدید آمده، همواره مورد توجه منتقدان و پژوهشگران بوده است. این پوشش در بسیاری موارد معرف شخصیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دینی فرد بوده و از این رو وجود یا عدم آن مورد بحث مداوم پژوهشگران میادین علوم اجتماعی قرار گرفته است.
در این نوشتار به بررسی و تحلیل دلایل تغییر شکل این پوشش، خصوصاً در دهه اخیر، پرداخته و تحول و تغییر آن را از چادر سنتی به اشکال و الگوهای جدید و طرح‌های امروزی مورد توجه قرار داده‌ایم.
پژوهش حاضر در یک محیط دانشگاهی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز) صورت گرفته و گروه مورد مطالعه آن از دانشجویان بین سنین 20 تا 35 سال انتخاب شده‌اند. با بهره‌گیری از روش کیفی و ژرفانگر (مردم شناسی) و با مشاهده مستقیم مشارکتی در زمینه تحقیق و با استفاده از منابع بیرونی (اسناد و مدارک کتابخانه‌ای) و ابزار تحقیق (دوربین عکاسی و فیلمبرداری و ضبط  صوت و...) پژوهش به سرانجام رسیده است.
نتایج این نگاه مردم شناسی و پژوهش میدانی نشان می‌دهد که طی دهه اخیر، با تغییر شکل الگوهای چادر از سنتی به جدید، تفکرات جدیدی نسبت به چادر پیدا شده و با تغییر در شکل و اندازه چادرها با برخی از لایه‌های پنهانی در افکار دختران و زنان امروز روبرو می‌شویم، که در برخی از آنان موجب تاسف و در بعضی دیگر موجب بالندگی نسبت به زن بودنشان  در جامعه مورد مطالعه شده است.
هر چند که مردم‌شناسی مقید به دادن راهکار یا پیشنهادات ویژه ازطرف پژوهشگران خود نیست و قضاوت در این امر و انجام امور بعد از پژوهش را از عمده کارهای برنامه‌ریزان فرهنگی می‌داند، ولی غافل از نتایج یافته‌های این پژوهش نیستیم که نتیجه آراء زنان و دخترانی است  که از دور بر این داستان پر قیل و قال چادر یا حجاب اسلامی نظارت دارند.
نکته آخر اینکه در این نوشتار  در یک چارچوب نظری از اندیشه‌های بزرگان مکتب کارکردگرایی به ویژه از بانی روش تحقیق میدانی  یعنی برانیسلاو مالینوفسکی بهره‌ها برده‌ایم.
با وجود تغییرات و تحولات صورت گرفته در پوشش اسلامی، باز می‌توان گفت که زنان خود عاملان اصلی این تغییر و تحول هستند.
واژه‌های کلیدی:فرهنگ، حجاب، پوشش، چادر، چادر الگودار
چکیده
پوشش زنان در طول تاریخ دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. در بین پوشش زنان، چادر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تحولاتی که در شکل و نحوة استفاده کردن از این پوشش پدید آمده، همواره مورد توجه منتقدان و پژوهشگران بوده است. این پوشش در بسیاری موارد معرف شخصیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و دینی فرد بوده و از این رو وجود یا عدم آن مورد بحث مداوم پژوهشگران میادین علوم اجتماعی قرار گرفته است.
در این نوشتار به بررسی و تحلیل دلایل تغییر شکل این پوشش، خصوصاً در دهه اخیر، پرداخته و تحول و تغییر آن را از چادر سنتی به اشکال و الگوهای جدید و طرح‌های امروزی مورد توجه قرار داده‌ایم.
پژوهش حاضر در یک محیط دانشگاهی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز) صورت گرفته و گروه مورد مطالعه آن از دانشجویان بین سنین 20 تا 35 سال انتخاب شده‌اند. با بهره‌گیری از روش کیفی و ژرفانگر (مردم شناسی) و با مشاهده مستقیم مشارکتی در زمینه تحقیق و با استفاده از منابع بیرونی (اسناد و مدارک کتابخانه‌ای) و ابزار تحقیق (دوربین عکاسی و فیلمبرداری و ضبط  صوت و...) پژوهش به سرانجام رسیده است.
نتایج این نگاه مردم شناسی و پژوهش میدانی نشان می‌دهد که طی دهه اخیر، با تغییر شکل الگوهای چادر از سنتی به جدید، تفکرات جدیدی نسبت به چادر پیدا شده و با تغییر در شکل و اندازه چادرها با برخی از لایه‌های پنهانی در افکار دختران و زنان امروز روبرو می‌شویم، که در برخی از آنان موجب تاسف و در بعضی دیگر موجب بالندگی نسبت به زن بودنشان  در جامعه مورد مطالعه شده است.
هر چند که مردم‌شناسی مقید به دادن راهکار یا پیشنهادات ویژه ازطرف پژوهشگران خود نیست و قضاوت در این امر و انجام امور بعد از پژوهش را از عمده کارهای برنامه‌ریزان فرهنگی می‌داند، ولی غافل از نتایج یافته‌های این پژوهش نیستیم که نتیجه آراء زنان و دخترانی است  که از دور بر این داستان پر قیل و قال چادر یا حجاب اسلامی نظارت دارند.
نکته آخر اینکه در این نوشتار  در یک چارچوب نظری از اندیشه‌های بزرگان مکتب کارکردگرایی به ویژه از بانی روش تحقیق میدانی  یعنی برانیسلاو مالینوفسکی بهره‌ها برده‌ایم.
با وجود تغییرات و تحولات صورت گرفته در پوشش اسلامی، باز می‌توان گفت که زنان خود عاملان اصلی این تغییر و تحول هستند.
 

گیاه مردم نگاری گیاهان خودرویِ منطقه بسطام از شهرستان سلسله، استان لرستان

دوره 8، شماره 15، شهریور 1400، صفحه 85-158

https://doi.org/10.22054/qjik.2021.60367.1265

احمد بازگیر، مهدی پورهاشمی

چکیده بشر از گذشته تا به امروز در بسیاری از زمینه‌ها برای بقا و بهبود کیفیت زندگی خود از طرق مختلف به گیاهان وابسته بوده است. هدف از این پژوهش بررسی همه جانبه گیاه مردم‌نگاری گیاهان خودروی منطقه بسطام در استان لرستان از ناحیه رویشی زاگرس است. جامعه انسانی مورد مطالعه در این تحقیق اهالی دو روستای چشمه بید و چشمه صالح از شهرستان سلسله در استان لرستان است. روش پژوهش بکار رفته در این مطالعه‌ی گیاه مردم‌شناسی، روش مردم‌نگاری بوده است. ابزار گردآوری داده‌ها شامل مشاهده‌ی مستقیم، مشاهده‌ی همراه با مشارکت و مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته بوده است. نتایج نشان داده که 119 گونه گیاهی متعلق به 41 خانواده گیاهی توسط اطلاع‌رسانان شناسایی شده است. خانواده‌های گیاهی کاسنیان (3/14 درصد)، سوسنیان (2/9 درصد) و گلسرخیان (2/9 درصد) بیشترین فراوانی را در بین خانواده‌های گیاهی داشته‌اند. نتایج بیانگر این است که دانش و کاربرد گیاهان بسیار متنوع بوده و بیشتر شناخت و استفاده‌ها شامل 58 گونه (7/48 درصد) استفاده خوراکی، 42 گونه (3/35 درصد) استفاده علوفه‌ای، 32 گونه (9/26 درصد) استفاده دارویی و 16 گونه (8/16 درصد) برای ابزار و صنایع دستی کاربرد داشته است.

صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن؟ (آسیب شناسی روند توسعة پایدار در ایران)**

دوره 1، شماره 1، مرداد 1393، صفحه 71-131

https://doi.org/10.22054/qjik.2014.458

مرتضی فرهادی

چکیده چکیده
چند سده ادبیات شرق شناسی  به شکل بیشتر توصیفی و غیر مستقیم و حدود هفتادسال پس از جنگ جهانی دوم به شکل مستقیم و تئوریزه شده فرهنگ سنتی کشورهای توسعه نیافته را بعنوان عامل اصلی توسعه نیافتگی، آماج حملات مکتب نوسازی قرار داده اند.
مؤلف از راه‌های دیگری از ربع قرن پیش بر پایه تجربیات زیسته،مطالعات کتابخانه‌‌ای و بویژه کارهای میدا نی و غالبا اکتشافی خود در ایران به نتایج متفاوتی دست یافته است. تناقضات مکتب نوسازی و پیش فرض های آن با واقعیات تاریخ هم اروپا و هم جوهره فرهنگ کشورهای توسعه نیافته، سربرآوردن کشورهای توسعه یافته موج دوم  مانند: ژاپن ، چین و هند و... در آسیا ، نشان داد که مسائل توسعه‌ای بسیار پیچیده‌تر و فراتر از ادعاهای ضد واقعیت و ضدتجربی و تاریخی شرق شناسان و مکتب نوسازی و بویژه بخش متقدم آن است.
این نوشته کار خود را با نقد طبقه بندی شرق شناسانه ای از نوع "وبری"شروع کرده و نادرستی و تقابل سنت و صنعت و فهم برخاسته از آن را به چالش می کشد و کوشیده است که با مصادیق نقض کننده و متعدد نشان دهد که برخلاف بدیهی پنداشتن سنت و صنعت ، راه صنعت چه در کشورهای موج اول صنعتی و بویژه انگلستان و چه در کشورهای صنعتی شده موج دوم از پایگاه ، جایگاه و سکوی پرتاب سنت گذشته است.
واژه‌های کلیدی: صنعت، سنت، مکتب نوسازی، توسعه یافته، شرق شناسان

مقایسه فرهنگ و دانش بومی با دانش رسمی در حوزه آبخیزداری

دوره 1، شماره 1، مرداد 1393، صفحه 181-203

https://doi.org/10.22054/qjik.2014.461

امیر صابری، اسماعیل کرمی دهکردی

چکیده چکیده
در راستای تحقق توسعه پایدار روستایی با جهت گیری محوریت مردم در امر توانمند سازی آنان، دانش بومی ‌مهمترین بخش از نظر باورها، ارزش‌ها، روش‌ها و آگاهی محلی را در بر می‌گیرد. تجربه نشان می‌دهد که دانش بومی ‌نه تنها با دانش رسمی‌ تعارض و تناقض ندارد بلکه مکمل آنان نیز می‌تواند باشد. دانش بومی ‌قابل دسترسی، قابل فهم، کارآمد و ارزان است و طریقه ی انتقال آن نیز شفاهی است. این دانش پویا بوده و طی زمان آبدیده شده و در بطن محیط طبیعی و اجتماعی محلی تکامل یافته است با شرایط بومی ‌و منطقه‌ای کاملا سازگار می‌باشد و به بهره‌بردارن روستایی در مورد مدیریت پایدار آبخیزها کمک نموده تا نقش فعال تری در توسعه پایدار منابع طبیعی ایفا کنند. هدف این مطالعه ارزیابی سطح دانش روستاییان در زمینه فناوری‌های حفاظت آب و خاک در پروژه‌های آبخیزداری است. با استفاده از یک مطالعه موردی از طریق گروه‌های متمرکز، مصاحبه و پرسشنامه داده‌ها با مشارکت کارشناسان استان و روستائیان حوزه‌های آبخیز شهید رجایی یانسر استان مازندران به دست آمده. یافته‌ها نشان داد که امکانات و تسهیلات اولیه زندگی در سطح اکثر روستاهای مورد مطالعه در حد متوسط بوده و روستاهای مورد بررسی در حوزه‌های مختلف از تنوع اقلیمی‌و آب و هوایی و نیز میزان دور افتادگی متفاوتی برخوردار بودند. همچنین وابستگی شدید بهره‌برداران به منابع طبیعی حوزه و محدودیت منابع معیشتی خانوارها منجر به فشار بیش از حد آنان بر منابع طبیعی و تشدید تخریب منابع گردیده است. کارشناسان مهمترین بحران‌های مربوط به منابع طبیعی حوزه‌ها را تخریب جنگل‌ها و مراتع؛ سیلاب‌ها؛ کاهش منابع آبی و کمبود آب، فرسایش خاک؛ جمع شدن رسوب پشت سد و بندها؛ و تخریب حاشیه رودخانه ارزیابی نمودند. دیدگاه‌ها بر آن بود که بهره‌برداران باید در مورد وقوع، علل و اهمیت این بحران‌ها همچنین شتاخت و اهمیت عملیات آبخیزداری، چگونگی انجام کار و حفاظت و نگهداری همه عملیات آگاهی و مهارت زیادی داشته باشند. این مطالعه مشخص نمود که ارزیابی‌ها و اولیت بندی‌ها که صرفاً از سوی کارشناسان انجام می‌شود با ارزیابی‌های ناشی از ابعاد گوناگون مخصوصاً بررسی‌های میدانی، اطلاعات موجود و مردم تفاوت داشته و بسیاری موارد دانش و اطلاعات عمیق مردم در مورد اکو سیستم‌ها و گونه‌هایی که با آنها در تماس هستند کمتر از آنچه واقعا هست ارزیابی گردیده بنابراین مهمترین اولویت آموزشی باید بر حول محور دانش بومی ‌و ایجاد تعامل بین دانش بومی ‌دانش رسمی ‌باشد.
در فرایند سریع صنعتی شدن جهانی بیشترین آسیب به بخش کشاورزری وارد شده سهم عمده آن نیز نصیب جهان سوم شد. زیرا روش‌های بومی ‌آزمون پس داده خود را رها کردند.
واژه‌های کلیدی: نیاز اطلاعاتی، یادگیری، دانش بومی ، دانش رسمی، آبخیزداری، مدیریت منابع طبیعی ایران

بومی‌سازی در عرصه توسعه روستایی و نقش دانش بومی در فرایند آن محمود جمعه‌پور

دوره 1، شماره 2، اسفند 1394، صفحه 50-79

https://doi.org/10.22054/qjik.2016.1564

محمود جمعه پور

چکیده تاریخ دریافت: 25/11/92
     تاریخ پذیرش: 20/3/93

چکیده
تجربه روشن ساخته است که بسیاری از تکنیک‌ها و روش‌های بومی در عرصه تولید، فرهنگ و اجتماع در جامعه محلی به دلیل سازگاری و تطابق با زیست بوم این جوامع، همان روش‌هایی هستند که امروزه معرف روش‌های رسیدن به توسعه پایدار می‌باشند. بومی سازی می‌تواند به کاهش پیامدهای آسیب شناختی جریان توسعه از طریق سازگاری با مفاهیم جدید توسعه و تقویت سرمایه اجتماعی، دموکراسی مشارکتی و توانمند سازی قشر ضعیف جامعه منجر شود. به عبارت دیگر اگر بومی سازی را انطباق الگوها و روش‌های بیرونی توسعه با شرایط درونی جامعه محلی و تقویت الگوها و روش‌های بومی متناسب با جریان توسعه بدانیم، می‌تواند به توانمند سازی جامعه محلی کمک نماید. این انگاره می تواند رویه غالب الگوهای مرسوم توسعه در جهت تمرکز، یکنواخت سازی و حذف تنوع و تکثر را تعدیل نماید و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. نظام‌های دانش بومی باید به مثابه جزئی از منابع ملی مورد توجه و ملاحظه قرار گیرند. دانش بومی یک عنصر کلیدی سرمایه و دارایی اصلی مردم محلی در تلاش برای بدست آوردن کنترل زندگی‌شان است.
در این مقاله بومی سازی در عرصه توسعه روستایی به عنوان بخشی که بومی سازی معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند و به عنوان یک الگوی توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفته است. در برخی از عرصه‌ها مانند توسعه روستایی و کشاورزی با توجه به سازگاری اکولوژیکی، فرهنگی و تاریخی آن با جامعه محلی، بومی سازی ارج و احترام نهادن به روش‌ها و تکنیک‌های بومی، روزآمد کردن این روش‌ها و ترکیب دانش بومی با دانش روز است. در این عرصه باید بومی سازی را به معنی بازگشت به خود، حفظ و احیاء روش‌های بومی و مقابله با از خود بیگانه شدن، بی‌هویتی و طرد همه روش‌ها و ّسنتهای بومی به صرف سنتی بودن دانست. بومی سازی مبتنی بر دانش بومی است که در فلسفه خود، مردم را بخشی از کره زمین و نه صاحب آن می داند و زمانی که هدف برنامه‌ریزی رسیدن به توسعه پایدار باشد این فلسفه کاربرد دارد. در این مقاله با ذکر نمونه‌هایی از تکنیک‌ها و روش‌های سنتی که با توسعه پایدار روستایی سازگاری بسیاری دارند، نشان خواهیم داد که بومی سازی در این عرصه یعنی نگهداری و تقویت روش‌های  بومی سازگار با شرایط جامعه و سرزمین، یا در عرصه کشاورزی احیاء روش‌های بومی که از بین رفته یا در شرف نابودی کامل می باشند به عنوان روشی برا ی رسیدن به توسعه پایدار.

مطالعه دانش بومی گیاهان مورد استفاده بهره برداران در مراتع گوغر بافت استان کرمان

دوره 7، شماره 14، مهر 1399، صفحه 369-424

https://doi.org/10.22054/qjik.2021.54212.1223

امیررضا امراللهی جلال آبادی، محمد رحیم فروزه، حسین بارانی، حسن یگانه

چکیده اتنوبوتانی به عنوان شاخه ای از دانش بومی به مطالعه چگونگی استفاده افراد یک قوم، یک فرهنگ و یا یک ناحیه خاص از گیاهان بومی موجود در آن منطقه می پردازد. این مطالعه با هدف معرفی گیاهان خوراکی و دارویی که توسط مردم بومی گوغر استفاده می شوند، انجام گردیده است. به همین منظور، طی تابستان 1398 و بهار 1399، گیاهان خوراکی و دارویی مورد استفاده افراد بومی در منطقه شناسایی شد. اطلاعات کسب شده در این پژوهش، در قالب مصاحبه آزاد، مصاحبه نیمه ساختار یافته و مشاهده مشارکتی گردآوری گردید. مصاحبه ها به صورت هدفمند از خبرگان محلی صورت پذیرفت. در مجموع 36 گونه با استفاده های خوراکی و دارویی شناسایی گردید که دانش مردم محلی در ارتباط با آن بسیار وسیع می باشد. این دانش شامل شناسایی گیاهان، زمان مناسب برداشت، اندام مورد استفاده، خواص دارویی، کاربرد های خوراکی، نحوه استفاده و همچنین در ارتباط با اکولوژی گیاهان می باشد. نتایج حاصل نشان می دهد که اندام برگ بیشترین استفاده خوراکی و دارویی را دارا می باشد. گیاهان خوراکی به صورت پخته و گیاهان دارویی به شکل خام بیشترین ترین شکل مصرف را دارند و بیشترین استفاده دارویی از گیاهان منطقه جهت معالجه بیماری های گوارشی می باشد.

ابر واژگان