دوره و شماره: دوره 6، شماره 12، مهر 1398، صفحه 1-717 

یادداشتی کوتاه بر ویژه نامه آب

صفحه 1-9

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.12461

چکیده   گفتنی است که اکنون 6 سال از پیشنهاد و تصویب این ویژه‌نامه گذشته است و مجله با سختی بسیار توانسته است پس از 6 سال این ویژه‌نامه را برای چاپ و استفاده مخاطبان آماده سازد. علت به درازا کشیده شدن این کار، محدودیت‌ها و قیدهای موضوعی دو فصلنامه مزبور است. عنوان دانش‌ها و فن‌آوری‌های بومی دو فصلنامه ایجاب می‌کند، که حتی مانع چاپ برخی از مقالات مردم‌نگاری و مردم‌شناسی آب نیز می‌شود. برای مثال «عروسی آب»، «حضور آب در آیینه‌های ایرانی و یا در جشن پایان لایروبی و حکومت زنان در سامن ملایر» و یا «بیل گردانی، آخرین بازمانده یک ورزش پهلوانی و آئینی» که همه این‌ها نام مقالات مؤلف است که در مجلات گوناگون ایران پس از انقلاب اسلامی به چاپ رسیده‌اند، که نمی‌توانند در دو فصلنامه دانش‌های بومی ایران چاپ شوند. چنین مقالاتی هم بایستی در حوزه دانش‌ها و فن‌آوری‌های سنتی قرار گیرند و هم باید مربوط به آب و ایران باشند. بنابراین فصلنامه برای این‌که هم ویژه‌نامه را به‌جایی برساند و همسطح کار افت نکند و هم کار، پیوند خود با نام دو فصلنامه را حفظ کرده باشد، ناچار شد، چندین بار نوبت را از شماره ویژه نامه آب، ستانده و به شماره‌های معمولی دو فصلنامه بدهد، در نتیجه این چند بار جابجایی،چاپ ویژه نامه آب از شماره 7 به شماره 12 رسید. حال در نظر بگیرید که صاحبان مقالاتی که نوشته‌های آنها از جانب دو فصلنامه پذیرفته‌ شده است چقدر باید صبوری دهقانی داشته باشند و چشم‌انتظار مقالاتشان بمانند. با نگاهی به تاریخ پذیرش این مقاله‌ها می‌توان بندی از شعر انگور[1] نادر نادرپور را  در وصف این شماره بیان کرد: «چنین آسان مگیریدش / چنین آسان منوشیدش».[2]
   

تحلیل فرهنگی دانش بومی در زنجیره ابزار قنات

صفحه 9-40

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.12355

محمدحسین پاپلی یزدی، فاطمه وثوقی

چکیده  
برخلاف موتور پمپ  که یک پدیدۀ تکنولوژیکیِ وارداتی ، صادراتی و استاندارد و دارای یک ساختار قابل‌تولید انبوه و کپی‌برداری است، قنات پدیده ای  است سنتی و بومزاد  که ابزارهای آن نیز دست ساز  و متعلق به دوره پیشامدرن است.ابزارهای قنات قابل تولید انبوه نیستند.ساخت برخی از  ابزارهای قنات از عهده خبرگان محلی برمی‌آید ، اما ساخت برخی از  ابزارهای قنات به  خبرگی، تخصص و مسئولیت بیشتر نیاز دارند و نمی‌توانند در همان روستا و منطقه و شهر محل قنات تولید شوند. یعنی تولید  ابزارهای قنات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:نخست ابزارهایی که سلامت و جان مقنی و همکاران او وابسته به آن است و با بروز مشکل در آن ابزار جان افراد به مخاطره می‌افتد.دوم ابزارهایی که با وجود اهمیت بسیار آنها، بروز مشکل در آنها به‌طور مستقیم و فوری جان افراد را به خطر نمی اندازد و سوم ابزارهایی که کارگذاری آن در قنات برای طولانی مدت است . در این نوشتار منظور توضیح چگونگی ساخت ابزاری که در این زنجیره هستند نیست زیرا دیگران به‌اندازه کافی درباره این ابزار توضیح داده‌اند؛ در اینجا مقصود توضیح مواردی برای فهم فرهنگی و تمدنی از این ابزار و طرح پرسش‌هایی در این زمینه است.

آسیاب دوسنگی میبد: پدیده‌ای ویژه در میان آسیاب‌های کاریزی

صفحه 41-78

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.12354

عبدالعظیم پویا

چکیده  
در سرزمین‌هایی که خوراک اصلی مردم نان باشد، آسیاها نقش تعیین کننده در سامان زندگی دارند و به همین دلیل در روند زمان مستمراً با مقتضیات محیط سازگار و روزانه می‌شوند. آسیاب‌های کاریزی در سرزمین یزد به ویژه در میبد با همین سازوکار تحول یافته‌اند. نمونه بارز «آسیاب دوسنگی» میبد است که با بهره‌گیری از فناوری پیشرفته کاریزی در محیط بیابانی پدید آمد. این آسیاب که نوعاً بسیار ویژه است، در چهل متری زیرزمین و در مسیر قنات قطب‌آباد جای دارد.
آسیاب دوسنگی که با خشکیدن کاریز ناکار و پنجاه سال در بیابان زیر باد و خاک و سیلاب رفته بود، در سال 1378 به یاری اطلاعات سالخوردگان بازشناسی و به خوان اثر ملی به ثبت رسید.

الگوی زیست جمعی در ایران(تحلیلی بر درسنامه فنی و مشارکتیِ طومار تقسیم آب زنده رود)

صفحه 79-150

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.8030

محمود مهام

چکیده وجود تجارب زیست جمعی در سطح عالیِ تمدن سازی در فلات مرتفع ایران،نشانه ای بر وجود الگو به مثابه «روح» و الگو به مثابه «کالبد» است.اصفهان از مناظر اقلیمی، فرهنگی و مهندسی یکی از نمونه های مناسب برای شناخت این الگو می باشد.با توجه به شکوفایی اصفهان بر مدار زایندگی رودخانه اش، پرسش آغازین بر محور تقسیم آب رودخانه زنده رود در طومار منسوب به شیخ بهایی مطرح گردید تا نظم اجتماعی و نظم مهندسی سازنده ی اصفهان و رابطه آن ها در قالب رژیم اجتماعی-فنی و مهندسیِ پدیدار شده، شناسایی گردد.اتخاذ روش جغرافیای تاریخی برای شناسایی نظم اجتماعی و استفاده از نتایج روش بازخوانی در مطالعات فنی- مهندسی با تمرکز بر سازه های آبی در دوره مورد بررسی برای شناسایی نظم مهندسی صورت گرفته است.نتیجه بررسی ها نشان داد که پایداری و زایندگی رودخانه اصفهان حاصل تقسیمی اجتماعی و فنی-مهندسی،برای تغییر در اقلیمی نیمه خشک و دستیابی به شهر باغی، کشاورزی-صنعتی است که افزایش معقولِ بار اکولوژیک را بر پایه و در سایه ی بهره مندی از مهندسی در مرتبه تحلیلی، نیرو بخشی به ظرفیت غیرحاکمیتی و ارتقاء ظرفیت سیاسی در مقیاس پایتخت یک امپراتوریِ مقتدر امکان پذیر ساخته است. سازمانِ کار یاریگرانه، نظمی درهم تنیده و همسو را در ابعاد بهم پیوسته ی فنی-مهندسی و اجتماعی پدید آورد. باور به ضرورتِ تعامل دوسویه با طبیعت منجر به طراحی الگوی زیست جمعی با لحاظ عنصر «زمان» در «بلند مدت» گردید و این همه، در گرو درکی عمیق و همه جانبه از معنای «آب»، چرخه آب در زیست جمعی و چگونگی تقسیم آن در منظومه ی دانش های بومی آب شناسی در عرصه های متنوعِ اجتماعی و مهندسی بوده است.بنابراین، طراحی و باز طراحی الگوی زیست جمعی در ایران،نیازمند درک رابطه علوم اجتماعی و مهندسی و بازخوانی میراث برای ایفای نقش و مشارکت در تجارب جهانی است.

مدیریت بومی منابع آب در منطقه کاشان

صفحه 151-203

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.8209

غلامرضا لطیفی، وحدان محمدشهری

چکیده موضوع آب یکی از عوامل مهم در عرصه‌های مختلف زندگی در مقیاس‌های محلی، ملی و فراملی می‌باشد. لذا بررسی نظام مدیریت بومی منابع آب، با رویکرد محلی که حاصل تجربه چندین هزار ساله ملتی است که ضمن توجه به خصوصیات جغرافیایی و به منظور بهره‌گیری از امکانات محیطی به خلق آن همت گماشته‌اند، ضروری به نظر می‌رسد. در این مقاله، مساله اساسی این است که شناخت و فهم جامعی از مدیریت بومی منابع آب در منطقه کاشان به ویژه روستای نیاسر به دست آوریم. به این منظور و نیز بررسی فرصت‌ها، راهکارها و موانع گذار به مدیریت دوراندیش، مبتنی بر دانش بومی، اصول همیاری و رفاقت، پژوهش کیفی از طریق مطالعات اسنادی و میدانی مشتمل بر مصاحبه با ذی‌نفعان طی سال‌های 92-1391 انجام شد. سپس با تلفیق مطالعات، مشاهدات میدانی به همراه مشارکت و ثبت و گردآوری نگرش‌ها و رفتارهای کنشگران مدیریت بومی منابع آب، شناخت نسبی از آن به‌دست آمد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مدیریت بومی منابع آب، مبتنی بر چهار مؤلفه کلیدی است. یکی از مهمترین مؤلفه‌های آن، دانش بومی است. این دانش، برخاسته از فرهنگ، ارزش‌ها، شیوه نگرش، تجارب، نوع باور و فهم مردم یک سرزمین است. نقش مشارکت ذی‌نفعان و یاری آن‌ها به یکدیگر در دومین مؤلفه، یعنی همیاری، نمود بیشتری پیدا کرده است. سومین مؤلفه عبارت است از رفاقت با مفهوم محوری خیرخواهی که مردم را در درک و ارتباط مناسب با یکدیگر و محیط‌زیست یاری می‌نماید. چهارمین مؤلفه، دوراندیشی است که شامل توجه به نیازهای نسل کنونی و آینده و نیز روش‌هایی است که دستیابی به مدیریت دوراندیش را محقق می‌کند.

نقش حقوق عرفی در مدیریت سنتی توزیع و تقسیم و پایداری آب قنات

صفحه 205-250

https://doi.org/10.22054/qjik.2021.55557.1229

محمدسعید جانب اللهی

چکیده در نظام آبیاری با قنات برای حفظ و صرفه‌جویی در مصرف آب قانون‌های نانوشته و عرفی بی‌شماری وجود دارد که از مقنی گرفته تا میراب و آبیار و کشاورز خود را ملزم به‌ رعایت دقیق آن می‌دانند. این قانون‌ها درست از روزی که اولین کلنگ احداث یک قنات به زمین زده می‌شد با شرایطی تا آفتابی شدن و رسیدن قنات به مظهر و حتی بعدازآن تا رسیدن به محل شرب، محفوظ بود و استمرار داشت. فقط رعایت این ضوابط تابع شرایط زمان و مکان بود، مثلاً تعیین حریم که ضابطه‌ای برای حفظ حق‌وحقوق صاحبان قنات بود در تمام موارد از مادر چاه تا برسد به محل شرب هر جا بنا به موقعیت خود اعم از نوع خاک و عمق قنات متفاوت بود. حتی عبور قنات دیگر در فاصلۀ معینی باید باشد و اگر مجبور می‌شدند قناتی از زیر قنات دیگر عبور دهند باید از شرایط معینی تبعیت می‌کردند. درهرصورت نباید آب استحصالی بیهوده هدر رود یا به قنات دیگر نفوذ کند. یکی از ایرادات وارده به قنات، غیرقابل‌کنترل بودن و هرز رفتن آب آن در زمستان است که کشاورزان نیاز کمتری به آب دارند اما برخلاف نظر منتقدین، کشاورزان برای این مورد هم راه‌کارهایی دارند. در استفاده از آب نیز حتی کسانی که مالک سهم آب کافی بودند حق نداشتند خارج از قاعدۀ معین و به هر ترتیب که میل خودشان باشد استفاده کنند. در آبیاری سنتی، آب به‌ویژه در نظام خرده مالکی ارزش فوق‌العاده دارد به‌طوری‌که راه و بسیت هرچقدر ناچیز هم باشد از دایرۀ حساب بیرون نیست. بسیاری و شاید همۀ این حقوق عرفی در قوانین مدنی هم به رسمیت شناخته‌شده و در موارد اختلاف به عرف رجوع می‌کردند بااین‌حال ضامن اجرای این قوانین بیش ازآنچه قانون مدنی باشد عرف ونظارت مردمی بود که متخلفین را تنبیه اخلاقی می‌کرد.

دوراهی کنش تفاهمی و عقلانیت راهبردی در حکمرانی منابع آب: مطالعه کیفی فرایندهای ارتباطی ذی‌نفعان آب دشت رفسنجان

صفحه 251-278

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.49865.1187

سیده بهار زندرضوی، هادی خانیکی، داریوش بوستانی، اکبر نصرالهی کاسمانی

چکیده دولت در پنجاه سال اخیر در مدیریت منابع آب زیرزمینی موفقیتی به دست نیاورده است. در نتیجه گروهی پاسخ را در خصوصی‌سازی منابع مشترک و گروهی در مدیریت مشارکتی جست و جو می‌کنند. پژوهش حاضر در پی مقایسه نگرش ارتباطی گروه‌های ذی‌نفع نسبت به حکمرانی منابع آب زیرزمینی در دشت رفسنجان است.
در این پژوهش ازروش نظریه زمینه‌ای استفاده شده است. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. در این پژوهش 115نفر از ذی‌نفعان در 10 گروه‌ کوچک بین 10تا15 نفر اطلاعاتشان از طریق بحث گروه متمرکز جمع آوری شد.
دو مدل متفاوت در میان ذی‌نفعان قابل تحلیل است. گروه‌های علاقه‌مند به کنش تفاهمی فقدان نهادهای مدنی در تنظیم قانون آب، سیاست‌های اشتغال‌زای آب محور را علت این وضعیت و استراتژی برون‌رفت را مشارکت، پاسخگویی و رعایت انصاف معرفی می‌کنند. در مقابل کنش دوم، علت را یارانه انرژی، ناآگاهی فنی کشاورزان و ابهام قوانین آب می‌داند و استراتژی پیشنهادی آنان بازار آب و آموزش ترویجی است. این دو کنش برخواسته از دو بینش تفاهمی مشارکت جویانه و عقلانیت راهبردی است که در عمل رابطه متفاوتی با مدیریت منابع آب زیرزمینی و پایداری آن برقرار می‌کنند.

سامانه‌های بومی و سنتی استحصال آب باران در بلوچستان ایران

صفحه 279-306

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.40475.1146

حبیب الله خوبفکر برآبادی، حمید حسینی مرندی، محمود عرب خدری

چکیده   سیستان‌وبلوچستان از مناطق خشک و کم‌آب جنوب شرق ایران است که از قدمت چندین هزارساله برخوردار می‌باشد. ساکنان این منطقه از دیرباز با روش‌های ساده، سیلاب‌ها را مهار و استفاده کرده‌اند. ازاین‌رو صاحب‌تجربه و دانش بومی ارزشمندی هستند. آنها در همه مناطق اعم از کوهپایه‌ها ، دامنه‌ها، عرض دره‌ها و دشت‌ها با ایجاد سامانه‌های ساده خاکی و سنگی، سیلاب را مهار و با ایجاد زمین کشاورزی و کشت سیلابی، به نخلستان و کشتزار تبدیل کرده‌اند. این سامانه ها متنوع بوده که برخی متروک و عمده آنها موجود و همزمان با بارندگی فعال می شوند. این مقاله با هدف شناخت نظام‌مند سامانه‌های فعال به بیان دو نمونه از آنها بنام‌ خوشاب[1] و دَربَند[2] پرداخته است. سامانه خوشاب در حاشیۀ رودخانه‌ها، دشت‌های دامنه‌ای و میان تپه‌ماهورها احداث و اجزاء مهم آن شامل: دیوارۀ سنگی  یا خاکی، نهرسیلاب‌رسان... و زمین کشاورزی است که همگی با دست و دانش بومی مردم  ساخته‌ و تا دو و نیم هکتار وسعت دارند. سامانه دربند خاص دره‌های کوهستانی  با هدف انباشت خاک و ایجاد نخلستان دیم بوده و شامل زمین نخلستان و بند سنگی است  که تا نیم هکتار وسعت دارند. این سامانه‌ها علاوه بر تأمین بخشی از معاش روستاییان و عشایر، نقش مهمی در کنترل سیلاب، نگهداشت رسوب، توسعۀ منابع آب و ماندگاری ساکنین ، خاصه عشایر مناطق کوهستانی بلوچستان، دارند. این نوشتار، بخشی از تحقیقی است  که با هدف شناسایی و ارزیابی روش‌های مختلف سنتی بهره‌برداری از سیلاب در بلوچستان با استفاده از روش‌های میدانی حاصل‌ شده است.
[1]. Khoushab [2]. Darband

ارزیابی ویژگی‌های حکمرانی سنتی آبخوان با استفاده از اصول حکمرانی مؤثر آب زیرزمینی

صفحه 307-331

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.15160.1037

محمد ابراهیم بنی حبیب، سمانه غفوری خرانق

چکیده   در مناطق خشک و نیمه‌خشک،شرایط کم‌آبی منجر به خلق سیستم‌هایمدیریتیسنتیمتناسبباویژگی‌هایمحلی شده است. ایرانیکیازقدیمی‌ترینمناطقجهاناستکهازدیربازدرهرنقطهازآنمتناسبباشرایطاقلیمی،اجتماعی وفرهنگیآن منطقه سیستم بهره‌برداری از منابع آب منحصربه‌فردی حاکم بوده است. به‌تدریج در طول نیم‌قرن اخیر سیستم‌های مدیریتی مبتنی بر دانش بومی جای خود را بهسیستم‌های نوین مدیریتی دادند که به دلیل عدم انطباق سیستم‌های نوین با شرایط اقلیمی و اجتماعی هر منطقه، شاهد بروز مشکلات عدیده‌ای در زمینه منابع آب و مدیریت منابع آب هستیم. با توجه به شرایط موجود این سؤال مطرح می‌شود که کدام چارچوب حکمرانی منابع آب در راستای توسعه پایدار منابع آب زیرزمینی، متناسب با اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک می‌باشد؟ هدف از این تحقیق تلفیق قوانین حکمرانی سنتی و باستانی با اصول حکمرانی مؤثر برای توسعه چارچوب حکمرانی آب زیرزمینی در جهت رسیدن به توسعه پایدار می‌باشد. در حقیقت فرض بر این است که استفاده از فرهنگ و دانش بومی در زمینه مدیریت منابع آب و بازیابی نکات جدید با استفاده از تئوری‌های جدید حکمرانی می‌تواند قطعه گم ‌شده مدیریت آب زیرزمینی باشد. در این مقاله به‌منظور استخراج دانش بومی حکمرانی پایدار آبخوان از مدیریت قنات، از روش بررسی مقایسه‌ای منابع علمی موجود و مشاهدات میدانی استفاده شده است. بدین منظور در ابتدا به معرفی حکمرانی مؤثر آب پرداخته و سپس عوامل مشترک آن را با حکمرانی سنتی مورد بررسی قرار داده تا بتوان به یک چارچوب حکمرانی منابع آب متناسب با اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک دست یافت. در انتها با تلفیق پیشنهادهای حکمرانی سنتی با اصول حکمرانی مؤثر، می‌توان شکاف‌های حکمرانی سنتی را پوشاند و به سیستم مدیریتی متناسب با شرایط اقلیمی و با در نظر گرفتن اصول نوین دست یافت. رویارویی مؤثرتر با چالش‌های موجود عصر حاضر و ارائه الگوهای مناسب توسعه، با در نظر گرفتن دانش بومی و تلفیق با اصول حکمرانی مؤثر محقق خواهد شد.

بحران آب، سنت و توسعه در ایران: تجدیدمطلعی در مفهوم «نوسازی» با اشاره به مستند «مادرکشی»

صفحه 333-370

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.49845.1186

نیما شجاعی باغینی

چکیده  
اکثر برنامه‌هایی که در ایران ذیل مفهوم «نوسازی»، تعریف و اجرا شده‌اند، کمتر به عناصر فرهنگی و «بومی» این مرزوبوم نظر داشته‌اند و به همین دلیل، در برخی از حوزه‌ها، مخصوصاً محیط‌زیست و آب، به «بحران» های موجود در آن‌ها دامن زده‌اند. ازهمین‌رو، به نظر می‌رسد که بایستی در مفاهیم «نوسازی» و «توسعه» بازنگری کرد و با اتکا به مفهوم «سنت» و توجه به «علم اجتماعی رهایی‌بخش»، برای دگرگونی پارادایمی که بقول هانا آرنت کمر به نابودی «طبیعت» بسته است، تلاش نمود. مستند ارزشمند «مادرکشی» ساختۀ کمیل سوهانی که در محافل آکادمیک و غیرآکادمیک داخل و خارج بسیار مورد تقدیر قرار گرفته است و با بینشی تاریخی، به موضوع «بحران آب» در ایران پرداخته، قادر است به پرورش آن «علم اجتماعی رهایی‌بخش» کمک کند.
به نظر می‌رسد که رویکرد نظری و روشی این مستند، مشابه آن چیزی است که در «نهادگرایی جدید» دنبال می‌شود. در «نهادگرایی جدید»، هم تاریخ مهم است و هم عناصر «بومی» موجود در آن؛ در نتیجه، با کمک از این ‌رویکرد، می‌توان در مبانی و مبادی مکتب «نوسازی» که تاکنون نه‌تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورها، «اثرات جانبی منفی» فراوانی برجای گذاشته است، بازنگری کرد. ازاین‌رو، در این مقاله، مطابق با این رویکرد و با اشاره به آن مستند، تلاش می‌شود تا ضمن نقد مختصات نظام دانش موجود در مواجه با بحران محیط‌زیست، و «دور باطل» تشدید «بحران آب» در ایران، به «نهادگرایی جدید»، به‌عنوان بدیلی پارادایمی و رهایی‌بخش در شناخت آنچه در این حوزه بر سر طبیعت ایران آورده شده است، تأکید و تکیه شود.

بازشناسی سازمان نیروی انسانی در سیستم مدیریت بومی آب بلده فردوس(تون) قبل از 1350هـ.ش

صفحه 371-409

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.14159.1032

کاظم مختارنیا، محمدحسن طالبیان، شاهین حیدری

چکیده آب و محدودیتِ وجودی آن در پهنه آبادی‌های کویر مرکزی ایران، طی اعصار گذشته ازجمله مسائلی است که، سبب خلق سیستم‌های پیچیده مدیریت بومی، در حوزه‌های استحصال، انتقال و توزیع آن در گسترۀ جغرافیایی یادشده، گردیده است. بسیاری از سیستم‌های مذکور تعامل و پایداری در خور توجهی با محیط‌زیست خود داشته‌اند که حاوی نکات و درس‌های بسیاری برای امروز ما است. بنابراین بازشناسی هریک از این دانش‌های بومی می‌تواند چراغ راهی برای آینده باشد. یکی از سیستم‌های پیچیدۀ مدیریت بومی آب در ایران، مربوط به آب بلده فردوس (تون) است. فرضیه این پژوهش و هدف اصلی آن در راستای بازشناسی سازمان نیروی انسانی در سیستم مدیریت آب بلده فردوس تا سال 1350هـ.ش است و اساساً در مدیریت این آب دربازۀ زمانی یادشده ؛ چه مشاغلی و با چه سلسله‌مراتبی به فعالیت می‌پرداخته‌اند. روش تحقیق در پژوهش حاضر بر اساس ماهیت فرضیه، تحلیل محتوا، بر مبنای مطالعات کتابخانه‌ای، میدانی و تطبیق داده‌ها، تهیه و تنظیم ‌شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان‌دهندۀ وجود سازمانی هدفمند، در نیروی انسانی مجموعۀ مدیریت آب بلده است که در آن، سلسله‌مراتب بر اساس دانش، تخصص و مهارت در امور مدیریت آب، طبقه‌بندی ‌شده است

نقش آب و آبرسانی در معماری عمارت‌های سلطنتیِ عصر صفویه

صفحه 411-478

https://doi.org/10.22054/qjik.2018.23908.1070

کاوه فرهادی، مصطفی تقی زاده

چکیده در این مقاله تلاش می‌کنیم که عناصر و اجزای مشترکی که مابین جامعه دوره صفویه و اصول و فنون معماری آن دوره وجود دارد را مورد بازنگری قرار دهیم، در این معنا طهارت و پاکیزگی نیز در کنار مفاهیم و وجوه پنهان و پیدای معماری آب معرفی می‌شود، گو اینکه برای حل مشکلات بحرانی شده حوزه آب ویژگی‌های منحصربه‌فرد فرهنگ و اعتقادات ما ایرانیان در آن زمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. بنابراین در این نوشتار بر آنیم که با تأکید بر نمادها و نگاره‌های کهن که نهان گاه آنانبه قول یونگ ناخودآگاه جمعی می‌باشد، نمادها و باورهای اعتقادی را در متن فرهنگ جامعه ایرانی برجسته ‌نماییم که صور گوناگون پدیدار گشته آن به‌ویژه در آیین‌های پاکیزگی و طهارت به صورت‌های تمثیلی و استعاری در قالب هنر یا باورهای اعتقادی متجلی می‌گردد. این صورت‌ها، که ریشه در باورهای کهن اساطیری دارند (همچون آئین میترا)، یک فریضه مذهبی بوده و در ساختارهای هنر اسلامی نیز تقدس و تطهیر از پنجره این صور با جلوه آب وارد عرصۀ هنر گشته و در جویبار باورها و نشانه‌ها و نمادهای معماری مکتب اصفهان به یاری دانش‌های زمان خود، بارور می‌گردد و بی‌توجهی به آن موجبات زوال و انحطاط دوره صفویه را فراهم ساخته و به نظر می‌رسد تأثیرات آن در دوره‌های پس‌ازآن نیز همچنان باقی ست

سد سبز: همیاری سنتی بومزاد و سازگار با توسعه مطالعه موردی ایجاد آب‌گیر بر رودخانه خورخوره سقز

صفحه 479-502

https://doi.org/10.22054/qjik.2021.55594.1230

حسین محمدزاده، جمال خسروی

چکیده  
انسان برای به دست آوردن آب و کنترل آن راه‌هایی مختلفی را آزموده است. یکی از این راه‌ها درست کردن سد و آب‌گیر بوده است. یکی از این نوع سدهایی که در منطقه سقز برای کنترل آب رودخانه‌ها در فصل بهار تا پاییز استفاده می‌شد سدسازی با نوعی سازه چوبی بانام ولیر[1] بود. هدف این تحقیق دلایل، شیوه ساخت و به‌کارگیری ولیر برای کنترل و هدایت آب‌های رودخانه بود. این تحقیقدر چارچوب یک گزارش موردی قابل دسته‌بندی است. روش تحقیق تجربه زیسته محقق و انجام مصاحبه با مردان روستای سیف‌آباد در شهرستان سقز بوده است. اطلاعات به‌دست ‌آمده نشان می‌دهد که مردم روستا هرسال در فصل بهار این سدها را با چوب و شاخ و برگ درختان می‌ساختند. سدها آب را از طریق یک جوی بزرگ به‌سوی مزارع یونجه و سیب‌زمینی هدایت می‌کردند. این سدها در فصل پاییز و با آمدن سیلاب‌های پاییزی خراب‌ شده  و بدون آنکه به محیط‌زیست آسیبی برسانند از مسیر رودخانه کنار می‌رفتند. اکنون این نوع سد از بین رفته است و عوارضی بر جای نهاده است. بازاندیشی در مدرنیته تحمیلی، بازگشت به اخلاق و دگرخواهی یکی از راه‌های پیشنهادی این پژوهش است.



[1]. wlyr

واکاوی شاخص‌های حکمرانی خوب در دانش بومی قنات قصبه گناباد

صفحه 503-533

https://doi.org/10.22054/qjik.2021.55849.1232

شهرزاد صادقی زاده بافنده، سیده سیمین میرهاشمی دهکردی، حجت میان آبادی

چکیده   درهم‌تنیدگی‌های موجود در سیستم‌های طبیعی ـ انسانی، منجر به توجه به رویکرد حکمرانی آب شده است. حکمرانی خوب، نظریه‌ای است که بر مبنای رویکرد حکمرانی شکل‌گرفته و برای دستیابی به آن، شاخص‌های متعددی توسط پژوهشگران مختلف و با توجه به شرایط حاکم بر منطقه و یا سیستم‌های آبی موردنظر ارائه ‌شده است. قنات یکی از مهم‌ترین ابتکارات ایرانیان در مواجهه با مسئله کمیابی آب است. قنات قصبه گناباد نیز از قدیمی‌ترین قنات‌های احداث ‌شده در ایران محسوب می‌شود که دانش بومی به کار گرفته ‌شده در آن منجر به دوام چند هزارساله این سازه عظیم شده است. آنچه که در دانش بومی مسائل آبی بصورت عمده به آن توجه شده است ابعاد فنی و سازه‌ای بوده است درحالی‌که دانش بومیِ حکمرانی و مدیریت آب در ایران، از غنای بسیاری برخوردار است که متأسفانه بسیار کمتر به آن توجه شده است. با توجه به‌ضرورت بررسی دانش بومی از یک‌سو و لزوم بررسی اصول حکمرانی خوب از سوی دیگر، پژوهش حاضر درصدد است تا ضمن پیوند دانش بومی حکمرانی آب در ایران با رویکرد نوین حکمرانی آب، به تبیین و واکاوی شاخص‌های حکمرانی خوب در حکمرانی مبتنی بر دانش بومی قنات قصبه گناباد بپردازد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، از منابع کتابخانه‌ای و روش تحلیل تطبیقی استفاده ‌شده است. نتایج مطالعات، بیانگر وجود هفت مورد از شاخص‌های حکمرانی خوب شامل مشارکت، سازگاری، شفافیت، مسئولیت‌پذیری، اجماع‌محوری، حاکمیت قانون و کارآمدی و اثربخشی در دانش بومی حکمرانی این قنات است. لازم به ذکر است که واکاوی انواع همکاری‌ها در ساختار مشارکت‌محور حکمرانی و مدیریت آب قنات قصبه گناباد خود نیازمند پژوهشی مجزا است.

دانش بومیِ ساخت و بهره‌برداری از سازه تاریخی آبی بُرکه در جزیره قشم

صفحه 535-581

https://doi.org/10.22054/qjik.2019.39003.1137

محسن بدره، حامد سجادی، محمدرضا فرزانه

چکیده   سازوکار بهره‌برداری از منابع آب و دانش بومی شکل‌گرفته پیرامون آن از عناصر محوری جوامع محلی است که ترکیب قابل‌توجهی از پیوند همگرای زیست انسانی با طبیعت را به نمایش می‌گذارد. در عمل غایت این همگرایی، برآورده ساختن نیازهای انسان با ادراک دقیق محدودیت‌ها است که البته در این روند سپهری از معناها و نمادها شکل می‌گیرد. بُرکه به‌عنوان یک سازۀ تاریخی آبی در عین مشابهت با سایر سازه‌های سنتی آبی در دیگر نواحی ایران خصوصاً فلات مرکزی، به دلیل واقع‌ شدن در محیط جزیره وسیع قشم، طیفی از ویژگی‌ها را نیز به همراه دارد که برخاسته از محدودیت‌های جغرافیایی و فرهنگ آن منطقه است. در مقاله پیش رو با در نظر گرفتن این ضرورت و با تکیه‌بر روش مردم‌نگاری واقع‌گرا، 18منطقه شهری و روستایی در جزیره قشم به‌عنوان میدان پژوهش انتخاب گردید و پس از مصاحبه (مصاحبه عمیق و گروه متمرکز کانونی) با 86 نفر از خبرگان و اطلاع‌رسان‌های بومی، مشاهده مشارکتی و بررسی سایر اسناد و منابع مرتبط، داده‌های مرتبط جمع‌آوری و سپس تحلیل شد. درنهایت اقدام به ارائه توصیف ضخیمی از دانش بومی مربوط به ساخت، نگهداری و بهره‌برداری برکه و نظام کارکردی و آئینی و ارزش‌های مرتبط با آن شد. در زمینۀ ساخت سازه‌ها، بهره‌گیری از رویکرد خردمندانه استحصال آب باران با مکان‌یابی مناسب جهت استحصال آب با کیفیت، انتقال به حوضچه رسوب‌گیر، افزایش کیفیت آب در حوضچه رسوب‌گیر و انتقال آب به مخزن سرپوشیده، در زمینه فنون نگه‌داری برکه‌ها، همبستگی مستمر جماعت‌های محلی از رهگذر آدابی ظریف و در زمینه بهره‌برداری خردمندانه، مدبرانه و قناعت آمیز آب برکه با اولویت‌بندی محتاطانه نحوه مصرف آن، جانمایه این دانش بومی است.

دگردیسی رابطۀ انسان و طبیعت: نگاهی به فیلم تالان

صفحه 583-608

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.43047.1156

سورن مصطفائی

چکیده مدرنیته با تغییرات متعددی در زیست‌جهان انسان همراه بود، که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، تغییر رابطۀ انسان و طبیعت بود که پیامدهای آن را می‌توان در عرصه‌های گوناگون ردیابی کرد. با آشکار شدن صدمات و نتایج منفی تسلط انسان بر طبیعت، مقاومت‌هایی نیز در برابر این دخالت‌های بشری شکل گرفت. واکنش‌ها و اعتراضات نویسندگان، شاعران، روشنفکران، فیلم‌سازان و عالمان علوم انسانی و اجتماعی در برابر این تغییرات و دست‌اندازی‌ها در ایران، از نیم‌قرن پیش آغاز ‌شده است. در این مقاله کوشش کردیم تا، انتشار فیلم تالان را بهانه‌ای برای مطرح کردن دوبارۀ این پرسش‌های اساسی قرار دهیم. پرسش‌های بنیادینی که تالان نیز کم‌وبیش با آن‌ها دست‌به‌گریبان است. پرسش دیگر اینجاست که آیا پیش‌ازاین در فیلم‌های دیگر، شاهد مطرح‌شدن چنین پرسش‌هایی نبوده‌ایم؟ آیا پیش‌ازاین، نویسندگان، شاعران و عالمان علوم اجتماعی، مبانی پیشرفت و مکتب نوسازی را به چالش نکشیده و موردنقد قرار نداده بودند؟ این مقاله کوشش دارد تا با فیلم همراه شود و برخی مسائل مطرح‌ ‌شده در آن را به‌گونه‌ای دیگر مطرح سازد. تالان با به تصویر کشیدن کمی‌ها و کاستی‌ها، با تصویر شاعرانه‌ای از امید به اتمام می‌رسد، این مقاله نیز در پی آن است تا به پشتوانه‌های فرهنگی امید در پهنۀ جغرافیای کویری ایران نگاهی دوباره بیفکند

احیاء دانش بومی برداشت سنتی آب کشاورزی (گاوچاه) در ایران، الگویی کارآفرینانه

صفحه 609-646

https://doi.org/10.22054/qjik.2020.47772.1174

محمد صادق ابراهیمی، علی ترابی

چکیده   روستاییان و کشاورزان ایران از دیرباز با دریافت محدودیت منابع آب برای کشاورزی سعی در ابداع و استفاده از روش‌های مناسب برای مهیا نمودن آب برای کشت و زرع خود بودند. در این راستا معرفی قنات (کاریز) به‌عنوان نمونه‌ای بارز از بروز و ظهور دانش روستاییان ایران در سطح جهانی، نشانگر بلوغ تمدن ایرانیان در این جغرافیا هست. این تحقیق سعی دارد به بررسی و معرفی یکی از جلوه‌های دانش بومی روستاییان فلات مرکزی ایران در استحصال آب برای کشاورزی بپردازد. مفهوم گاو چاه دلایل، ضرورت‌ها و به‌خصوص ویژگی‌های دانش موجود در آن، می‌تواند به‌نوعی بازگوکننده فرهنگ، تمدن و دانش ایرانیان در این منطقه خشک باشد. گاو چاه حاج ابراهیم در بخش ورزنه شهرستان اصفهان به دلیل قرار گرفتن در خشک‌ترین قسمت این شهرستان و مواجهه همیشگی و دائمی با پدیده خشک‌سالی ازیک‌طرف بیانگر نبوغ ایرانیان در گذشته و از سوی دیگر احیای مجدد آن توسط یک کشاورز (حاج ابراهیم) بیانگر نکته‌سنجی، سازگاری و تطابق و نوآوری به‌روز کشاورزان ایران در استفاده از مزیت‌های فرهنگی و سنتی در جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی خود و البته منطقه موردنظر هست. استفاده از رویکردهای کارآفرینانه به خصوص ایجاد شغل های پایدار در زمینه توسعه گردشگری می تواند یکی از زمینه های مثبت  به کارگیری چنین رویکردی در شرایط سخت  و کمبود آب در منطقه باشد. توجه به زمینه‌های دانشی و حمایت نه الزاماً مادی از احیاگران این سنن مورد تاکید است.

نَفَـقِـۀ قنات (کاریز) (شیوه‌های تأمین هزینه در نظام آبیاری سنتی)

صفحه 647-665

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.8265

مرتضی سالمی قمصری، سینا فروزش، حجتی محمدرضا

چکیده  
عوامل طبیعی در پدیده‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه نقش قاطع و تعیین‌کننده‌ای دارند. در سرزمین کم‌آب ایران در طول تاریخ[1]، قنات مهم‌ترین شیوه بهره‌برداری از منابع آبی بوده، که حفظ، نگهداری و استفاده و بهره‌برداری از آن نیز، به‌صورت جمعی بوده است. منابع آب مشترک و تبعات آن و سرمایه‌گذاری درازمدت در احداث و نگهداری قنات، برنامه‌های درازمدتی را می‌طلبید، که با فردگرایی و فرهنگ رقابتی قابل ‌جمع نبوده است و برخلاف نظر برخی نویسندگان و روشنفکران ایرانی، کاریز و تمدن کاریزی با فرهنگ و جامعه "کوتاه‌مدت" ابداً سازگار نبوده است. هم احداث قنات حاصل فرهنگ مشارکتی درازمدت و صلح‌جویانه و یاریگرانه بوده و هم وجود آن، این فرهنگ را تقویت و بازتولید کرده است. در این مقاله به مالیات بهره‌برداری از آب یا نَفَـقِـۀ قنات که آینده‌نگری هوشمندانه نیاکانمان در جهت خودکفایی مالی قنات بوده، پرداخته ‌شده است. در نظام‌های آبیاری سنتی نفقه مجموع مبالغی است که در طول مدارهای گردش آب در تمام مدت سال آبی[2] هزینه می‌گردد، که شامل دستمزدهای گروه آبیاران و مخارج جنبی منبع آبدهی می‌باشد. در ادامه کار به نفقه چند قنات از نقاط متفاوت ایران نیز اشاره می‌شود.



[1]- تا حدود هفتادسال پیش قنات مهم‌ترین شیوه تأمین آب در ایران بود.


[2]- سال آبی از ابتدای پاییز (مهرماه) آغاز می‌شود و تا پایان تابستان (شهریورماه) سال بعد ادامه می‌یابد.

همنوایی فرهنگ یکپارچه با فناوریهایش (سنجش فرهنگ کاریزی و "زالو مکینگی" )

صفحه 667-717

https://doi.org/10.22054/qjik.2017.8162

مرتضی فرهادی

چکیده  
دو نوع جامعه و فرهنگ داریم که یکی بسیار کهن با محوریت اصلی "کنش‌های متقابل پیوسته"، انواع یاریگری و همانندگردی و سبقت‌جویی منزلتی است و دیگری جوامع جدیدتر و ناهمگون پس از اختراع کشف آهن و سازمان‌های حکومتی جداشده از سازمان قبیله‌ای با محوریت اصلی "کنش‌های متقابل گسسته" (رقابت، ستیزه و جنگ) است. البته امروزه هیچ یک از این دو جامعه و فرهنگ به شکل ناب وجود ندارند، اما "اصل بقایا" وجود آنها را در گذشته به اثبات می‌رساند و ترکیبات بیشتر سفید یا متمایل به سیاه آنها هم اکنون در جهان قابل رصد می‌باشد.
مؤلف دریافته است که برخلاف اغلب نظریات رایج، تکنولوژی با وجود پیچیدگی و پیشرفت فراوانش هرگز به مرحله خودمختاری و به قول روستاییان ایران به حد افسارکندگی نرسیده و "افسار سرخود" نشده است و دقیقاً تحت انقیاد نظام خالق و سفارش دهنده و خریدارش قرار دارد. همچنان که تکنولوژی در جوامع سنتی نیز نمایندگان متجسد و تبلور فرهنگ خویش بوده‌اند.
هر یک از این دو نوع جامعه و فرهنگ، تکنولوژی‌های مورد علاقه و روابط اجتماعی پذیرفته شده با دیگران و طبیعت، ارزش‌ها و هنجارهای عینی شده خود و سبک زندگی خاص خود را دارند و همساز با فرهنگ به کشف و اختراع سازگار با اقلیم و فرهنگ و اقتصاد خود برمی‌خیزند و خصلت‌های جامعه و فرهنگ خود را در تکنولوژی‌های موردنظر ساخته شده یا برگزیده‌شان به یادگار می‌گذارند.
"کی"[1] و "کاریز"[2] بهترین مصداق مجموعه‌ای از نظرات و پیش‌فرض‌ها و اکتشافات و اختراعاتی است که در ایرانِ دارای اقلیم خشک و نیمه خشک در دوران تولید غذا (بوستان‌کاری، کشاورزی و دامداری) اختراع شده و به بسیاری از کشورهای نظیر در جهان اشاعه یافته است که دارای فرهنگ جمع‌گرایی و مشارکتی بوده‌اند.
مسئله آن است که در پانصد سال گذشته و به ویژه پس از انقلاب صنعتی در انگلستان، نظام سوداگری، استعماری، نظریات شرق‌شناسانه و اروپامحورانه خود را با نام‌های گوناگون و از آن جمله، دبستان نوسازی پیشامتقدم خود را به جوامع و کشورهای توسعه نیافته و به ویژه کشورهای دارای منابع سرشار خام مورد نیاز آنها، تحمیل کرده تا هم افتدار علمی و تکنولوژیکی خود را به اثبات برسانند و هم برای محصولات ساخته شده خود بازارهای پایدار و پرتقاضا فراهم کنند. چنین اقداماتی سبب ویرانی نظامات چندین و چندهزارساله کشاورزی و سازمان‌ها و منابع آبیاری این گونه کشورها همچون ایران شده و مهمتر از همه به طبیعت و زیست‌بوم و اکوسیستم‌های چنین کشورهایی زیان‌های جبران‌ناپذیر بسیاری وارد شده است و در نهایت همه گناهان به گردن تکنولوژی نهاده شده که نوع خلاقانه‌ای برای تبرئه نظام سوداگری استعماری است.
میشل فوکو فیلسوف و جامعه‌شناس فرانسوی به درستی این مسئله را بازشناسایی کرده بود که قدرت جدید هرگز نمی‌خواهد دیده شود. این مقاله پیش از همه می‌خواهد در این دگردیسی‌ها و تغییرات خواسته و غالباً ناخواسته، خواننده داننده "قدرت / دانش / تکنولوژی" را با هم نظاره‌گر باشد. وظیفه این نوشته، همچون مقاله مفصل ما در ویژه‌نامه آب فصلنامه علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی نشان دادن دست پنهان و استتار شده قدرت یک کاسه و تک قطبی شده نظام سوداگری استعماری در پشت صحنه تغییرات مهم در کشورهای نظیر ما است که بدون فهم آن، جستن راه‌های برون رفت از مشکلات گوناگون و از آن جمله مشکلات محیط‌زیست در جهان و کشورهایی چون ما، بسیار دشوار خواهد بود.



[1]. قنات تمام آفتابی.


[2]. قنات معمولی دارای کوره (رائین) و میله (چاه).